157 [ كى شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد ]
1 كى شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد * يك نكته ازين دفتر گفتيم و همين باشد
2 از لعل تو گر يابم انگشترىِ زنهار * صد ملك سليمانم در زير نگين باشد
3 غمناك نبايد بود از طعن حسود اى دل * شايد كه چو وابينى خير تو درين باشد
4 هر كو نكند فهمى زين كلك خيالانگيز * نقشش به حرام ، ار خود صورتگر چين باشد
5 جام مى و خون دل هريك به كسى دادند * در دايرهء قسمت ، اوضاع چنين باشد
6 در كار گلاب و گل حكم ازلى اين بود * كآن شاهد بازارى وين پردهنشين باشد
7 آن نيست كه « حافظ » را رندى بشد از خاطر * كآن سابقهء پيشين تا روز پسين باشد