تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣

129 [ صوفى نهاد دام و سر حقّه باز كرد ]

1 صوفى نهاد دام و سر حقّه باز كرد * بنياد مكر ، با فلك حقّه‌باز كرد
2 بازىِ چرخ بشكندش بيضه در كلاه * زيرا كه عرض شعبده با اهل راز كرد
3 ساقى بيا كه شاهد رعناى صوفيان * ديگر به جلوه آمد و آغاز ناز كرد
4 اين مطرب از كجاست كه ساز عراق ساخت ؟ * و آهنگ بازگشت ز راه حجاز كرد
5 اى دل بيا كه ما به پناه خدا رويم * زانچ آستين كوته و دست دراز كرد
6 صنعت مكن كه هر كه محبت نه راست باخت * عشقش به روى دل در معنى فراز كرد
7 فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد * شرمنده رهروى كه عمل بر مجاز كرد
8 اى كبك خوشخرام كه خوش مىروى به ناز * غرّه مشو كه گربهء عابد نماز كرد
9 « حافظ » مكن ملامت رندان كه در ازل * ما را خدا ز زهد و ريا بىنياز كرد