تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

84 [ ساقى بيار باده كه ماه صيام رفت ]

1 ساقى بيار باده كه ماه صيام رفت * درده قدح ، كه موسم ناموس و نام رفت
2 وقت عزيز رفت بيا تا قضا كنيم * عمرى كه بىحضور صراحى و جام رفت
3 مستم كن آن‌چنان كه ندانم ز بيخودى * در عرصه خيال كه آمد ، كدام رفت
4 بر بوى آنكه جرعهء جامت به ما رسد * در ميكده ، دعاى تو هر صبح و شام رفت
5 دل را كه مرده بود حياتى به جان رسيد * تا بويى از نسيم مىاش در مشام رفت
6 زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه * رند از ره نياز به دارالسلام رفت
7 نقد دلى كه بود ، مرا صرف باده شد * قلب سياه بود ، از آن در حرام رفت
8 در تاب توبه چند توان سوخت ، همچو عود * مى ده كه عمر در سر سوداى خام رفت
9 ديگر مكن نصيحت حافظ كه ره نيافت * گم‌گشته‌اى كه بادهء نابش بكام رفت
غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 203 | شمس الدين حافظ