تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣

79 [ بلبلى برگ گلى ، خوشرنگ در منقار داشت ]

1 بلبلى برگ گلى ، خوشرنگ در منقار داشت * وندر آن برگ و نوا خوش ناله‌هاى زار داشت
2 گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست * گفت ما را جلوهء معشوق در اين كار داشت
3 يار اگر ننشست با ما نيست جاى اعتراض * پادشاهى كامران بود ، از گدايان عار داشت
4 در نمىگيرد نياز و ناز ما با حسن دوست * خرّم آن كز نازنينان بختِ برخوردار داشت
5 خيز تا بر كلك آن نقاش ، جان افشان كنيم * كاين همه نقش عجب ، در گردش پرگار داشت
6 گر مريد راه عشقى فكر بدنامى مكن * شيخ صنعان خرقه رهن خانهء خمّار داشت
7 وقت آن شيرين قلندر خوش كه در اطوارِ سِير * ذكر تسبيح مَلَك در حلقهء زنّار داشت
8 چشم حافظ زير بام قصر آن حورى سرشت * شيوهء جنات تَجْرى تَحتها الانْهار داشت