75 [ حاصل كارگه كون و مكان اين همه نيست ]
1 حاصل كارگه كون و مكان اين همه نيست * باده پيش آر كه اسباب جهان اين همه نيست
2 از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است * همه آنست و گر نه دل و جان اين همه نيست
3 منت سِدره و طوبى ز پى سايه مكش * كه چو خوش بنگرى اى سرو روان اين همه نيست
4 دولت آنست كه بىخون دل آيد به كنار * ورنه با سعى و عمل باغ جنان اين همه نيست
5 پنج روزى كه درين مرحله مهلت دارى * خوش به ياساى زمانى كه زمان اين همه نيست
6 بر لب بحر فنا منتظريم اى ساقى * فرصتى دان كه ز لب تا به دهان اين همه نيست
7 زاهد ايمن مشو از بازى غيرت ز نهار * كز در صومعه تا دير مغان اين همه نيست
8 دردمندىِّ من سوختهء زار نزار * ظاهراً حاجت تقرير و بيان اين همه نيست
9 نام حافظ رقم نيك پذيرفت ولى * پيش رندان ، رقم سود و زيان اين همه نيست