تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
على سليم و على سالم و على مُسلم * على قسيمِ قصور و على است قاسم نار على عزيز و على عزت و على افضل * على لطيف و على انور و على انوار على صفى و على صافى و على صوفى * على وفىّ و على وافى و على كرّار على نعيم و على نعمت و على مُنعم * على بُوَد اسد اللّه قاتل الكفار على ز بعد محمد ز هركه هست بِهَست * اگر تو مؤمن پاكى بكن برين اقرار به حق نور محمد ، به آدم و به خليل * به حق شِيث و شعيب و به هود كم‌آزار به حق يوسف و يعقوب و يحيى و لقمان * به حق نوح نبى در ميان دريابار به حق عزت تورات و حرمت انجيل * به حق جمع زبور به حق روزِ شمار « 1 » به حق دانش اسحاق و شوق اسماعيل * كه در رضاى خدا كرد جانِ خويش نثار به حق يوشع و الياس و لوط و اسكندر * به حق نغمه داود و صوت خوش هَنجار به حق مُهر سليمان به زهد ابراهيم * به حق موسى و عيسى و يونس غمخوار به حق قوّت جَبريل و صور اسرافيل * به حق قابض ارواح در يمين و يسار به حق حامل عرش و به قرب ميكائيل * به حق چار كتاب ستودهء غَفّار به حق جملهء قرآن ، به صُحْف ابراهيم * به حق جملهء مردان واقف اسرار به حق سوز فقيران بىگُنَهِ دربند * به حق زارى رنجور بىكس بيمار به حق چهرهء زرد فقير سرگردان * به حق درد اسيران دور از آل تبار به حق ضرب جوانان براى دين با كفر * به حق زارى پيران خوار و زار و نزار
به حق دين محمد به خون پاك حسين * به حق مردم نيك از مهاجر و انصار كه نيست دين هُدى را به قول پاك رسول * امام غير على بعد احمد مختار ز بعد او حسن است و حسين عترت او * مجوى جهل برين كار مؤمن ديندار به جهل غافل و مستغرقى به غفله همى * زرنگ مىنشناسى سفيدى از زنگار ز جهد و سعى من خسته‌دل چه سود ترا * مگر ز خواب جهالت همىشوى بيدار به جهل بنده ز پيش آن‌چنان همىبودم * كه كس مباد چنان كامدم در اول بار سپاس و منت و عزت خداى را كه نمود * ره نجات و شدم از حيات برخوردار به سال هفتصد و هفتاد بُد كه در شيراز * تمام گشت به يك روز جمع اين اشعار به دشمنان منشين حافظا تَوَلّا كن * نجات خويش طلب كن به جان ز هشت و چهار حرامزاده و شوم و بدفعل و بىبنياد * به مدح شاه دين كى كجا كند اقرار متابعت به منافق چه مىكنى بگذر * زياد گفتن نامش هزار استغفار
هامش
( 1 ) - روز قيامت قال رسول اللّه ( صل اللّه عليه و آله ) : لو اجتمع النّاس على حبّ علىّ بن ابى طالب لما خلق اللّه عزّ و جلّ النّار اگر مردم همگان به على مهر مىورزيدند ، خداوند آتشش را نمىآفريد . مأخذ : ديوان حافظ از روى چاپ قدسى چاپ كتابخانه ابن سينا با مقدمه على اصغر حكمت در كتابخانهء برادر و دوست فرزانه‌ام جناب آقاى دكتر محمد تقى متقى ، دوستى باوفا و همراه كه هميشه و در همه حال همراه و همگام بنده بوده و استادى فرزانه و محققى ارزشمند مىباشند و والد بزرگوار و اجداد طاهرينش نيز از علماى اعلام و نوادر زمان در بهبهان و اهواز الآخره خوزستان زرخيز بوده‌اند . كسانى كه مىگويند ، حافظ شيعه نبوده ، بازهم بر سخن خارج از انصاف خود پاى مىفشارند ؟ ! اگر چنين باشد روح خواجهء شيراز از آنها آزرده خواهد بود ، حافظ شيعه اثنىعشرى است و در اين شكى نمىباشد . ( مصحح )