قصيده در وصف مولى الموحدين امير مؤمنان حضرت على ( ع )
مُقدرى كه ز آثار صُنع كرد اظهار * سپهر و مهر و مه و سال و ماه و ليل و نهار
مدار سير كواكب به امر « كُنْ فَيَكُونُ » * * قرارداد برين طاق گنبد دوّار
ز هفت كوكب سياره و دوازده برج * كنند سيرِ مخالف ثوابت و سيّار
به هر حصار ز گردون كه آسمان خوانيش * مُعيّن است به سياره ، گوتْوالِ « 1 » حِصار
نُه آسمان ز ملائك به امر حق مشغول * به سجده درگه تسبيح و ذكر استغفار
چهار عنصر از آن مختلف پديد آمد * مدار آتش و آب و هوا و خاك و حجار
قرارداد به بالاى خاك و باد ، آتش * گرفته كوه و زمين در ميان آب قرار
بدوستى نبىّ و ولى اساس نهاد * جهان و هرچه درو هست خالق جبّار
اگرنه ذات نبىّ و ولى بُدى مقصود * جهان بكتم عدم « 2 » خفته بُد چو اول بار
نوشته بر در فردوس كاتبان قضا * نبى رسول و وليعهد حيدر كَرّار
امام جنّى و انسى على بُوَد كه على * ز كُلِّ خلق فزونست از صِغار و كِبار
ز نام اوست مُعلّق سما و كرسى و عرش * ز ذات اوست مُطَبَّق زمين بدين هَنجار « 3 »
على امام و على ايمن و على ايمان * على امين و على سَرْوَر و على سردار
على عليم و على عالم و على اعلم * على حكيم و على حاكم و على مختار
على نصير و على ناصر و على منصور * على مظفر و غالب ، على سپهسالار
على است فتح فتوح و على است راحت روح * على است بحر سخا و على است كوه وقار
هامش
( 1 ) - نگهبان
( 2 ) - جهان غيب
( 3 ) - راه و روش