تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
381

23 - [ مردى ز كنندهء در خيبر پرس ]

ايضا له - 19
مردى ز كنندهء در خيبر پرس * اسرار « 1 » كرم ز خواجهء قنبر پرس
گر طالب « 2 » فيض حق بصدقى حافظ * سرچشمهء آن ز ساقى كوثر پرس « 101 »

24 - [ چشم تو كه سحر بابلست استادش ]

ايضا له - 20
چشم تو كه سحر بابلست استادش * يا رب كه فسونها برواد از يادش
آن « 3 » گوش كه حلقه كرد در گوش جمال * آويزهء دُر ز نظم حافظ بادش

25 - [ اى دوست دل از جفاى دشمن دركش ]

ايضا له - « * » / خ /
اى دوست دل از جفاى دشمن دركش * با روى نكو شراب روشن دركش
با اهل هنر گوى گريبان بگشاى * وز نااهلان تمام دامن دركش

26 - [ ماهى كه نظير خود ندارد بجمال ]

ايضا له - 21
ماهى « 4 » كه نظير خود ندارد بجمال * چون جامه ز تن بركشد آن مشكين‌خال « ( 1 ) »
در « 5 » سينه دلش ز نازكى بتوان ديد * مانندهء سنگ خاره در آب زلال

27 - [ در باغ چو شد باد صبا دايهء گل ]

ايضا له - « * » / خ /
در باغ چو شد باد صبا دايهء گل * بر بست مشاطه‌وار پيرايهء گل
از سايه به خورشيد اگرت هست امان * خورشيدرخى طلب كن و سايهء گل
هامش
( 101 ) على عليه السلام ( ر ك ف ) . ( 1 ) چنين است ترتيب اين دو مصراع در خ ق حن ، ساير نسخ به عكس اين ترتيب است ، ( 1 ) . اوصاف كرم ( 2 ) . گر تشنهء فيض ( 3 ) .زان دانه كه حسن كرد در گوش وصال* . اين رباعىها را ندارد ( 4 ) . جاى اين مصراع و مصراع دوم عوض شده است ( 5 ) . در سينه زنار كى دلش بتوان ديد