379
14 - [ چون غنچهء گل قرابهپرداز شود ]
ايضا له - 13
چون غنچهء گل قرابهپرداز شود * نرگس به هواى مى قدحساز شود
فارغدل آنكسىكه مانند حباب * هم در سر ميخانه سرانداز شود
15 - [ با مى به كنار جوى مىبايد بود ]
ايضا له - « * » / خ /
با مى به كنار جوى مىبايد بود * وز غصّه كنارهجوى مىبايد بود « 101 »
اين مدّت عمر ما چو گل ده روزست * خندانلب و تازهروى مىبايد بود
16 - [ اين گل ز بر همنفسى مىآيد ]
ايضا له - « * » / خ /
اين گل ز بر همنفسى مىآيد * شادى به دلم ازو بسى مىآيد
پيوسته از آن روى كنم همدميش * كز رنگ ويم بوى كسى مىآيد
17 - [ از چرخ بهر گونه همىدار اميد ]
ايضا له - 14
از چرخ بهر گونه همىدار اميد * وز گردش روزگار مىلرز چو بيد « ( 1 ) »
گفتى كه پس از سياه رنگى نبود * پس موى سياه « 1 » من چرا گشت سفيد
18 - [ ايّام شبابست شراب اولاتر ]
ايضا له - 15
ايّام شبابست شراب اولاتر * با سبزخطان « 2 » بادهء ناب اولاتر
هامش
( 101 ) دم حافظ
( 1 ) يعنى از چرخ و گردش روزگار هم اميدوار باش و هم ترسناك يعنى نه بكلّى مأيوس باش و نه بكلّى اميدوار بلكه بين خوف و رجا مىزى ( سودى ) ،
* . اين رباعىها را ندارد
( 1 ) . موى سياه ما
( 2 ) . هر غمزدهاى مست و خراب