تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
380
عالم همه سربه‌سر رباطيست « 1 » خراب * در جاى خراب هم خراب اولاتر

19 - [ خوبان جهان صيد توان كرد به زر ]

ايضا له - 16
خوبان جهان صيد توان كرد به زر * خوش‌خوش بر از « 2 » ايشان بتوان خورد به زر « 101 »
نرگس كه كله‌دار جهانست ببين * كو نيز چگونه سر درآورد به زر « 102 »

20 - [ سيلاب گرفت گِرد ويرانهء عمر ] « 104 »

ايضا له - « * » / خ /
سيلاب گرفت گِرد ويرانهء عمر * و آغازپرى نهاد پيمانهء عمر
بيدار شو اى خواجه كه خوش‌خوش بكشد * حمّال زمانه رخت از خانهء عمر

21 - [ عشق رخ يار بر من زار مگير ]

ايضا له - 17
عشق رخ يار بر من زار مگير * بر خسته‌دلان رند « 3 » خمّار مگير
صوفى « 4 » چو تو رسم رهروان مىدانى * بر مردم رند نكته بسيار مگير

22 - [ در سنبلش آويختم از روى نياز ] « 103 »

ايضا له - 18
در سنبلش آويختم از روى نياز * گفتم من سودازده را كار « 5 » بساز
گفتا كه لبم بگير و زلفم بگذار * در عيش خوش آويز نه در عمر دراز
هامش
( 101 ) زر ( 102 ) زر ( 103 ) عرض عمر نه طول عمر ( 104 ) پايان عمر ( 1 ) . سربه‌سر خراب است و يباب ( 2 ) . بر ايشان بتوان * . اين رباعى را ندارد ( 3 ) . دلان ، خرده به يك‌بار مگير ( 4 ) . صوفى تو چو رسم ( 5 ) . چاره بساز