384
37 - [ گفتى كه ترا شوم مدار انديشه ]
ايضا له - 27
گفتى كه ترا شوم مدار انديشه * دل خوش كن و بر صبر گمار انديشه
كو صبر و چه دل كآنچه دلش « 1 » مىخوانند * يك قطرهء خونست و هزار انديشه
38 - [ آن جام طربشكار بر دستم نه ]
ايضا له - « * » / خ /
آن جام طربشكار بر دستم نه * و ان ساغر چون نگار بر دستم نه
آن مى كه چو زنجير بپيچد بر خود * ديوانه شدم بيار بر دستم نه
39 - [ با شاهد شوخشنگ و با بربط و نى ]
ايضا له - 30
با شاهد شوخشنگ و با بربط و نى * كنجىّ و فراغتىّ و يك شيشه مى « 101 »
چون گرم شود ز باده ما را رگ و پى * منّت نبريم يك جو از حاتم طى
40 - [ قسّام بهشت و دوزخ آن عقدهگشاى ]
ايضا له - 28
قسّام بهشت و دوزخ آن عقدهگشاى * ما را نگذارد كه درآئيم ز پاى
تا كى بود اين گرگربائى بنماى * سرپنجهء دشمنافكن اى شير خداى « 102 »
41 - [ اىكاش كه بخت سازگارى كردى ]
ايضا له - 29
اى « 2 » كاش كه بخت سازگارى كردى * با جور زمانه يار يارى كردى
هامش
( 101 ) [ مجلس عشرت جامعالشرايط ] ( ر ك ف ) .
( 102 ) على عليه السلام ( ر ك ف ) .
( 1 ) . كآنچه دلش مىگويى
* . اين رباعى را ندارد
( 2 ) . اى كاج