366 4
در سفالين كاسهء رندان به خوارى منگريد * كاين حريفان خدمت جام جهانبين كردهاند « 101 »
4 5
نكهت « 1 » جانبخش دارد خاك كوى دلبران * عارفان آنجا « 2 » مشام عقل مشكين كردهاند « 102 »
5 6
ساقيا ديوانهء « 3 » چون من كجا « 4 » در بر كشد * دختر رز را كه نقد عقل كابين « 5 » كردهاند
7 7
خاكيان بىبهرهاند از جرعهء كأس الكرام « ( 1 ) » * اين تطاول بين كه با عشّاق مسكين كردهاند « 103 »
8 8
شهپر زاغ و زغن زيباى صيد و قيد نيست * اين كرامت همره شهباز و شاهين كردهاند « ( 2 ) »
6
13 - [ اعظم قوام دولت و دين آنكه بر درش ]
ايضا له - 16 1
اعظم قوام دولت و دين « ( 3 ) » آنكه بر درش * از بهر خاكبوس نمودى فلك سجود « 104 »
1 2
با آن وجود و آن عظمت زير خاك رفت * در نصف ماه ذى قعد از عرصهء وجود
2 3
تا كس اميد جود ندارد دگر ز كس * آمد حروف سال وفاتش اميد جود
3
14 - [ دل منه بر دنيا و اسباب او ]
ايضا له - 18 1
دل منه بر دنيا و اسباب او * زانكه از وى كس وفادارى نديد « 105 »
1
هامش
( 101 ) رندان و خدمت جام جهانبين
( 102 ) عرفانى
( 103 ) ؟
( 104 ) مدح خواجه قوام الدين محمّد و مادّهتاريخ فوت او
( 105 ) پند و نصيحت
( 1 ) اشاره است بدون شك مصراع معروف كه مثل شده است : و للارض من كأس الكرام نصيب ،
( 2 ) چنين است اين ابيات در خ ق يعنى به صورت قطعه در باب مقطّعات در آخر كتاب ، ولى در نسخ متداوله ابيات مزبور به صورت غزل در باب دال مرقوم است بمطلع :نسبت رويت اگر با ماه و پروين كردهاند * صورتى ناديده تشبيهى بتخمين كردهاندبه علاوهء سه چهار بيت ديگر در آخر آن ،
( 3 ) يعنى خواجه قوام الدّين محمّد صاحب عيار وزير شاه شجاع كه در سنهء 764 ( اميذجود ، با دال معجمه در اميذ ) بامر پادشاه مزبور كشته شد ، - اين قطعه را در خ ندارد ولى در اغلب نسخ ديگر موجود است ،
( 1 ) . نكهتى
( 2 ) . زانجا
( 3 ) . ديوانهاى
( 4 ) . كى اندر بركشد
( 5 ) . كاوين