تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
366 4
در سفالين كاسهء رندان به خوارى منگريد * كاين حريفان خدمت جام جهان‌بين كرده‌اند « 101 »
4 5
نكهت « 1 » جان‌بخش دارد خاك كوى دلبران * عارفان آنجا « 2 » مشام عقل مشكين كرده‌اند « 102 »
5 6
ساقيا ديوانهء « 3 » چون من كجا « 4 » در بر كشد * دختر رز را كه نقد عقل كابين « 5 » كرده‌اند
7 7
خاكيان بىبهره‌اند از جرعهء كأس الكرام « ( 1 ) » * اين تطاول بين كه با عشّاق مسكين كرده‌اند « 103 »
8 8
شهپر زاغ و زغن زيباى صيد و قيد نيست * اين كرامت همره شهباز و شاهين كرده‌اند « ( 2 ) »
6

13 - [ اعظم قوام دولت و دين آنكه بر درش ]

ايضا له - 16 1
اعظم قوام دولت و دين « ( 3 ) » آنكه بر درش * از بهر خاك‌بوس نمودى فلك سجود « 104 »
1 2
با آن وجود و آن عظمت زير خاك رفت * در نصف ماه ذى قعد از عرصهء وجود
2 3
تا كس اميد جود ندارد دگر ز كس * آمد حروف سال وفاتش اميد جود
3

14 - [ دل منه بر دنيا و اسباب او ]

ايضا له - 18 1
دل منه بر دنيا و اسباب او * زانكه از وى كس وفادارى نديد « 105 »
1
هامش
( 101 ) رندان و خدمت جام جهان‌بين ( 102 ) عرفانى ( 103 ) ؟ ( 104 ) مدح خواجه قوام الدين محمّد و مادّه‌تاريخ فوت او ( 105 ) پند و نصيحت ( 1 ) اشاره است بدون شك مصراع معروف كه مثل شده است : و للارض من كأس الكرام نصيب ، ( 2 ) چنين است اين ابيات در خ ق يعنى به صورت قطعه در باب مقطّعات در آخر كتاب ، ولى در نسخ متداوله ابيات مزبور به صورت غزل در باب دال مرقوم است بمطلع :نسبت رويت اگر با ماه و پروين كرده‌اند * صورتى ناديده تشبيهى بتخمين كرده‌اندبه علاوهء سه چهار بيت ديگر در آخر آن ، ( 3 ) يعنى خواجه قوام الدّين محمّد صاحب عيار وزير شاه شجاع كه در سنهء 764 ( اميذجود ، با دال معجمه در اميذ ) بامر پادشاه مزبور كشته شد ، - اين قطعه را در خ ندارد ولى در اغلب نسخ ديگر موجود است ، ( 1 ) . نكهتى ( 2 ) . زانجا ( 3 ) . ديوانه‌اى ( 4 ) . كى اندر بركشد ( 5 ) . كاوين