364
8 - [ خسروا گوى فلك در خم چوگان تو شد ]
ايضا له « * » / خ / 1
خسروا گوى فلك در خم چوگان تو شد * ساحت كون و مكان عرصهء ميدان تو باد
2
زلف خاتون ظفر شيفتهء پرچم تست * ديدهء فتح ابد عاشق جولان تو باد
3
اىكه انشاء عطارد صفت شوكت تست * عقل كلّ چاكر طغراكش ديوان تو باد
4
طيرهء جلوهء طوبى قد چون سرو تو شد * غيرت خلد برين ساحت ايوان « 101 » تو باد
5
نه به تنها حيوانات و نباتات و جماد * هرچه در عالم امرست بفرمان تو باد « 102 » « ( 1 ) »
9 - [ دادگرا ترا فلك جرعهكش پياله باد ] « 104 »
ايضا له - 8 1
دادگرا ترا فلك جرعهكش پياله باد * دشمن دلسياه تو غرقه « 1 » به خون چو لاله باد « * * »
1 2
ذروهء كاخ رتبتت راست ز فرط ارتفاع * راهروان وهم را راه هزارساله باد
3 3
اى مه « 2 » برج منزلت چشم و چراغ عالمى * بادهء صاف دايمت در قدح و پياله باد
4 4
چون به هواى « 3 » مدحتت زهره شود ترانهساز * حاسدت از سماع آن محرم آه و ناله باد
5 5
نه طبق سپهر و آن قرصهء ماه « 4 » خور كه هست * بر لبخان « 5 » قسمتت سهلترين نواله باد « 103 »
6
هامش
( 101 ) ص 74 : بستان
( 102 ) مبالغه در مدح ( ر ك ف ) .
( 103 ) مبالغه در مدح
( 104 ) مداحى است
( 1 ) عين اين قطعه به صورت غزل با تغيير « شد » در مصراع اوّل به « باد » در سابق نيز در غزل 108 تكرار شده است و چون معلوم نيست كه فىالواقع اصل اين ابيات آيا قطعه بوده كه بعدها به صورت غزل درآوردهاند يا بر عكس لهذا ما عين هر غزل و قطعه را در جاى خود بطبق نسخهء خ باقى گذارديم ،
* . جزء قطعات نيامده است ، امّا در قزوينى - غنى با تغيير « شد » - در مصرع اول - به « ياد » ، جزء غزلها آمده است . ر ك : غزل شمارهء 108
( 1 ) . غرقهء خون
* * . بعد از اين بيت ، بيت زير را افزوده است :زلف سياه پرچمت چشم و چراغ عالم است * جان نسيم دولتش در شكن كلاله باد2
( 2 ) . اى مه چرخ معدلت
( 3 ) . چون به نواى مدحتت
( 4 ) . قرصهء سيم و زر
( 5 ) . از لبخوان حشمتت