3 / 354
[ مثنويات ]
[ الا اى آهوى وحشى كجائى ] « 101 »
1 - ايضا له « ( 1 ) » - 1 1
الا اى آهوى وحشى كجائى * مرا با تست چندين « 1 » آشنائى
1 2
دو تنها و دو سرگردان دو بىكس * دد « 2 » و دامت كمين از پيش و از پس
2 3
بيا تا حال يكديگر بدانيم * مراد هم بجوئيم ار توانيم
3 4
كه مىبينم كه اين دشت مشوّش * چراگاهى ندارد خرّم و خوش « 102 »
4 5
كه خواهد شد بگوئيد اى رفيقان * رفيق بىكسان يار غريبان
5 6
مگر خضر مبارك پى درآيد * ز يمن همّتش كارى « 3 » گشايد « 103 »
6 7
مگر وقت وفا پروردن آمد * كه فالم لا تَذَرْنِي فَرْداً آمد « 104 » « 105 »
7 8
چنينم هست ياد از پير دانا * فراموشم نشد هرگز همانا « ( 2 ) »
8 9
كه روزى رهروى در سرزمينى * به لطفش گفت رندى رهنشينى
9
هامش
( 101 ) انجوى : « آهوى وحشى » غربت انسان و تشبيه آن به آهوى وحشى و در اين جهت فوقالعاده عالى است . ( ر ك ف ) .
( 102 ) عدم تجانس انسان با طبيعت
( 103 ) دليل راه براى بردن به عالم انس و ارجاع به اصل .
( 104 ) تعبيرى عرفانى از آيهء كريمة «لا تَذَرْنِي فَرْداً» در مورد ولىّ و مرشد
( 105 ) ولىّ و مرشد و قطب
( 1 ) چنين است عنوان عام اين اشعار در عموم نسخ قديمه بدون عنوان خاصّى ولى در نسخ جديده : « مثنويات » يا « مثنوى » .
( 2 ) اين بيت را فقط در ق دارد ،
( 1 ) . بسيار آشنايى
( 2 ) . دو دامت در كمين
( 3 ) . همّتش اين ره