352 2
دايم گل اين بستان شاداب « ( 1 ) » نمىماند * درياب ضعيفان را در وقت توانائى
2 3
ديشب گلهء زلفش « 1 » با باد همىكردم * گفتا غلطى بگذر زين فكرت سودائى
3 4
صد باد صبا اينجا « 2 » با سلسله مىرقصند * اينست حريف اى دل تا باد نپيمائى
4 5
مشتاقى و مهجورى دور از تو چنانم كرد * كز دست بخواهد شد پاياب « ( 2 ) » شكيبائى
5 6
يا رب به كه شايد گفت اين نكته كه در عالم * رخساره به كس ننمود آن شاهد هرجائى « 101 » « 102 »
6 7
ساقى چمن گل را بىروى تو رنگى نيست * شمشاد خرامان كن تا باغ بيارائى
7 8
اى درد توام درمان در بستر ناكامى * وى ياد توام مونس در گوشهء تنهائى
8 9
در دايرهء قسمت ما نقطهء تسليميم « ( 3 ) » * لطف آنچه تو انديشى حكم آنچه تو فرمائى
9 10
فكر خود و راى خود در عالم رندى نيست « 103 » * كفرست درين مذهب خودبينى و خودرايى « 104 »
10 11
زين دايرهء مينا خونينجگرم مى ده * تا حل كنم اين مشكل در ساغر مينائى « 105 »
11 12
حافظ شب هجران شد بوى خوش وصل آمد * شاديت مبارك باد اى عاشق شيدائى
12
494 [ اى دل گر از آن چاه زنخدان بدرآئى ] « 106 »
485 1
اى دل گر از آن چاه زنخدان بدرآئى * هرجا كه روى زود پشيمان بدرآئى
1
هامش
( 101 ) شاهد و محبوب حافظ
( 102 ) شاهد هرجايى ( ر ك ف ) .
( 103 ) رندى و تفسير آن ( ر ك ف ) .
( 104 ) خودبينى و خودرايى
( 105 ) حلّ مشكل جهان با عرفان ( ر ك ف ) .
( 106 ) عرفانى بالاتر از متوسط
( 1 ) چنين است در اكثر نسخ ، خ م : سيراب .
( 2 ) چنين است در غالب نسخ قديمه ، م ر ى : پايان ، - پاياب بمعنى تاب و طاقت و مقاومت است ( برهان ) ،
( 3 ) نخ ى : پرگاريم ،
( 1 ) . گلهء زلفت
( 2 ) . آنجا با سلسله