تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
2
همچو جم جرعهء ما كش « ( 1 ) » كه ز سرّ دوجهان * پرتو جام جهان‌بين دهدت آگاهى « ( 2 ) » « 101 »
2 3
بر در ميكده رندان قلندر باشند * كه ستانند و دهند افسر شاهنشاهى « 102 »
3 4
خشت زير سر و بر تارك هفت اختر پاى * دست قدرت نگر و منصب صاحب‌جاهى
4 5
سر ما و در ميخانه كه طرف بامش * بفلك برشد و ديوار بدين كوتاهى
5 6
قطع اين مرحله بىهمرهى خضر مكن « 103 » * ظلماتست بترس از خطر گمراهى
6 7
اگرت سلطنت فقر ببخشند اى دل « 104 » * كمترين ملك تو از ماه بود تا ماهى « ( 3 ) »
7 8
تو دم فقر ندانى زدن از دست مده « 105 » * مسند خواجگى و مجلس « ( 4 ) » توران‌شاهى
8 9
حافظ خام‌طمع شرمى ازين قصّه بدار * عملت چيست كه فردوس « 1 » « ( 5 ) » برين مىخواهى
9

489 [ اى در رخ تو پيدا انوار پادشاهى ] « 106 »

480 1
اى در رخ تو پيدا انوار پادشاهى * در فكرت تو پنهان صد حكمت الهى
1
هامش
( 101 ) مى عرفانى و سرّ دوجهان ( 102 ) ولايت عرفانى ( 103 ) پير طريقت ( 104 ) سلطنت فقر ( ر ك ف ) . ( 105 ) ايضا فقر ( 106 ) همه مدح است ( 1 ) چنين است در خ س نخ ، ساير نسخ : جرعهء مى ، ( 2 ) در بسيارى از نسخ اينجا بيت ذيل را علاوه دارند :با گدايان در ميكده اى سالك راه * به ادب باش گر از سرّ خدا آگاهى، ( 3 ) خ ى اينجا بيت ذيل را علاوه دارند كه در حقيقت از حيث معنى و مضمون و قافيه عين بيت ششم است و گويا يكى ازين دو بيت اصلاح و عبارة اخراى بيت ديگر بوده از خود خواجه و سپس بعضى نساخ هر دو را درين غزل ثبت كرده‌اند :گذرت بر ظلماتست بجو خضر رهى * كه درين مرحله بسيار بود گمراهى، ( 4 ) خ : منصب ، ( 5 ) چنين است در خ ، ساير نسخ : مزدش دوجهان مىخواهى ، - نخ درين غزل بيت ذيل را علاوه دارد :فكر و انديشه جميلست كنون مىبايد * گوشوارش ز در و دانهء تورانشاهى، ( 1 ) . كه مزدش دوجهان
ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 540 | شمس الدين حافظ