تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
342 7
ساغر لطيف و دلكش « 1 » و مىافكنى به خاك * و انديشه از بلاى خمارى نمىكنى
3 8
حافظ برو كه بندگى پادشاه « 2 » وقت « ( 1 ) » * گر جمله مىكنند تو بارى نمىكنى
8

483 [ سحرگه رهروى در سرزمينى ] « 105 »

474 1
سحرگه رهروى در سرزمينى * همىگفت اين معمّا با قرينى
1 2
كه اى صوفى شراب آنگه شود صاف * كه در شيشه برآرد « ( 2 ) » اربعينى « 101 »
2 3
خدا زان خرقه بيزارست صد بار * كه صد بُت باشدش در آستينى
4 4
مروّت گرچه نامى بىنشانست * نيازى عرضه كن بر نازنينى
5 5
ثوابت باشد اى داراى خرمن * اگر رحمى كنى بر خوشه چينى « 102 »
6 6
نمىبينم « 3 » نشاط عيش « ( 3 ) » در كس « 103 » * نه درمان دلى نه درد دينى « 104 »
8 7
درونها تيره شد باشد كه از غيب * چراغى بركند خلوت‌نشينى
7 8
گر انگشت سليمانى نباشد * چه خاصيّت دهد نقش نگينى
3 9
اگر چه رسم خوبان تندخوئيست * چه باشد گر بسازد با غمينى
9 10
ره ميخانه بنما تا بپرسم * مآل خويش « 4 » را از پيش‌بينى
10
هامش
( 101 ) مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً . . . ( ر ك ف ) . ( 102 ) پير ، ولىّ كامل ، قطب ( 103 ) مفهوم « عيش » از نظر حافظ ، رك ص 319 ، آن‌چنان‌كه « زهد » در ص 281 و « رندى » در ص 329 تفسير شده است . ( 104 ) درد دين ( 105 ) عرفانى بسيار عالى ( 1 ) چنين است در خ ، س : بارگاه شاه ، ساير نسخ : بارگاه دوست ، ( 2 ) چنين است در اكثر نسخ ، بعضى ديگر : بماند ، ( 3 ) خ ر ى : نشاط و عيش ( با واو عاطفه ) ، ( 1 ) . لطيف و پرمى و ( 2 ) . بندگى بارگاه دوست ( 3 ) . نه همّت را اميد سربلندى ( 4 ) . مآل حال خود از پيش‌بينى
ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 535 | شمس الدين حافظ