333 8
دوام عيش و تنعّم نه شيوهء عشقست * اگر معاشر مائى بنوش نيش غمى « 101 »
7 9
نمىكنم گلهء « 1 » ليك ابر رحمت دوست * بكشتهزار « 2 » « ( 1 ) » جگر تشنگان نداد نمى « 102 »
9 10
چرا به يك نى قندش نمىخرند آنكس * كه كرد صد شكرافشانى از نى قلمى
4 11
سزاى قدر تو شاها بدست حافظ نيست * جز از دعاى شبىّ و نياز صبحدمى « 103 »
11
472 [ احمد اللّه على معدلة السلطان ] « 104 »
463 1
احمد اللّه على معدلة السلطان * احمد شيخ اويس حسن ايلخانى « 3 » « ( 2 ) »
1 2
خان بن خان و شهنشاه شهنشاهنژاد * آنكه مىزيبد اگر جان جهانش خوانى
2 3
ديده ناديده باقبال تو ايمان آورد * مرحبا اى به چنين لطف خدا ارزانى
3 4
ماه اگر بىتو برآيد به دو نيمش بزنند * دولت احمدى و معجزهء سبحانى « ( 3 ) »
4 5
جلوهء بخت تو دل مىبرد از شاه و گدا * چشم بد دور كه هم جانى و هم جانانى
5 6
برشكن كاكل تركانه كه در طالع تست * بخشش و كوشش خاقانى « ( 4 ) » و چنگيزخانى
6
هامش
( 101 ) ضرورت غم در عشق الهى ( ر ك ف ) .
( 102 ) انجوى : « به كشتزار . . . »
( 103 ) دعاى شب و نياز صبحدم ( ر ك ف ) .
( 104 ) ساده و پايينتر از متوسط بهاستثناء سه شعر آخر
( 1 ) چنين است در عموم نسخ قديمه ، نسخ جديده و چاپى : بكشتزار ،
( 2 ) چنين است در جميع نسخ ديوان حافظ از خطّى و چاپى كه تا كنون به نظر اينجانب رسيده است بهاستثناى ديوان چاپ آقاى پژمان كه در آنجا « ايلكانى » دارد بجاى « ايلخانى » رجوع شود براى تفصيل اين مسئله بحواشى آخر كتاب ،
( 3 ) بعضى نسخ : سلطانى ،
( 4 ) چنين است در جميع نسخ خطّى موجود نزد من بعضى نسخ چاپى : قاآنى و اين به نظر اقرب بصواب مىآيد ولى مخالف با اكثريّت نسخ است ،
( 1 ) . نمىگنم گلهاى
( 2 ) . به كشتزار
( 3 ) . ايلكانى