تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
312

447 [ بيا با ما مورز اين كينه‌دارى ]

438 1
بيا با ما مورز اين كينه‌دارى * كه حقّ صحبت ديرينه دارى
1 2
نصيحت گوش كن كاين در بسى به * از آن گوهر كه در گنجينه دارى
2 3
و ليكن كى نمائى رخ به رندان * تو كز خورشيد و مه آيينه دارى
4 4
بد رندان مگو اى شيخ « ( 1 ) » و هش دار * كه با حكم « 1 » خدائى كينه دارى
5 5
نمىترسى ز آه آتشينم * تو دانى خرقهء پشمينه دارى
6 6
به فرياد خمار مفلسان رس * خدا را گر مى دوشينه دارى
3 7
نديدم خوش‌تر از شعر تو حافظ * به قرآنى كه اندر سينه دارى « 101 »
7

448 [ اىكه در كوى خرابات مقامى دارى ] « 102 »

439 1
اىكه در كوى خرابات مقامى دارى * جم وقت خودى ار دست به جامى دارى
1 2
اىكه با زلف و رخ يار گذارى شب و روز * فرصتت باد كه خوش صبحى و شامى دارى
2 3
اى صبا سوختگان بر سر ره منتظرند * گر از آن يار سفركرده پيامى دارى
3 4
خال سر سبز تو خوش دانهء عيشيست ولى * بر كنار چمنش ده كه چه دامى دارى
6 5
بوى جان از لب خندان قدح مىشنوم * بشنو اى خواجه اگر زانكه مشامى دارى
4 6
چون به هنگام وفا هيچ ثباتيت نبود * مىكنم شكر كه بر جور دوامى دارى « * »
-
هامش
( 101 ) قرآن ( 102 ) ساده و عالى و داراى اشارات عرفانى ( 1 ) اين واو را در جميع نسخ خطّى حاضره دارد . ( 1 ) . كه با مهر خدايى * . اين بيت را ندارد