298 3
هشيار شو كه مرغ چمن « 101 » مست گشت هان * بيدار شو كه خواب عدم در پيست هى « 102 »
3 4
خوش نازكانه مىچمى اى شاخ نوبهار * كآشفتگى مبادت از آشوب باد وى « * »
4 5
بر مهر چرخ و شيوهء او اعتماد نيست * اى واى بر كسى كه شد ايمن ز مكر وى
5 6
فردا شراب كوثر و حور از براى ماست « 103 » * و امروز نيز ساقى مهروى و جام مى
6 7
باد صبا ز عهد صِبى « ( 1 ) » ياد مىدهد * جانداروئى كه غم ببرد درده اى صُبى « ( 2 ) » « 104 »
7 8
حشمت مبين و سلطنت گل كه بسپرد « ( 3 ) » * فرّاش باد هر ورقش را به زير پى
8 9
درده به ياد حاتم طى جام يكمنى * تا نامهء سياه بخيلان كنيم طى
9 10
زان مى كه داد حسن و لطافت به ارغوان * بيرون فكند لطف مزاج از رخش بخوى
10 11
مسند بباغ بر كه به خدمت چو بندگان * استاده است سرو و كمر بسته است نى
11 12
حافظ حديث سحر فريب خوشت رسيد * تا حدّ مصر و چين و به اطراف روم و رى
12
430 [ بصوت بلبل و قمرى اگر ننوشى مى ] « 105 »
422 1
بصوت بلبل و قمرى اگر ننوشى مى * علاج كى كنمت آخر الدّواء الكىّ
1
هامش
( 101 ) انجوى : مرغ سحر
( 102 ) خواب عدم ( ر ك ف ) .
( 103 ) شراب كوثر و حور ( ر ك ف ) .
( 104 ) كلمهاى غريب و نامأنوس است در زبان فارسى ( ر ك ف ) .
( 105 ) ساده و متوسط
( 1 ) صبى بكسر صاد و فتح باء موحّده و در آخر الف كه به صورت ياء نوشته مىشود بمعنى كودكى و جوانى و نادانى و ميل بلهو است ،
( 2 ) چنين است در عموم نسخ قديمه ، و در خ صريحا بر روى صاد ضمه گذارده است و سودى نيز آن را بضمّ صاد و فتح باء موحّده ضبط كرده و آن تصغير صبىّ است بفتح صاد و كسر باء بمعنى كودك خردسال ، نسخ چاپى ، اى بنىّ ( بجاى اى صبى )
( 3 ) بعضى نسخ : گسترد ،
* باد دى ( با دال )