295 6
آن آهوى سيهچشم از دام ما برون شد * ياران چه چاره سازم « 1 » با اين دل رميده
6 7
زنهار تا توانى اهل نظر ميازار * دنيا وفا ندارد اى نور « 2 » هر دو ديده
7 8
تا كى كشم عتيبت از چشم دلفريبت * روزى كرشمهء كن اى « 3 » يار برگزيده
8 9
گر خاطر شريفت رنجيده شد ز حافظ * بازآ كه توبه كرديم از گفته و شنيده
9 10
بس شكر بازگويم در بندگىّ خواجه « * » * گر اوفتد بدستم آن ميوهء رسيده
-
426 [ از خون دل نوشتم نزديك دوست نامه ] « 101 » « 102 »
416 1
از خون « 4 » دل نوشتم نزديك دوست نامه * انّى رَأَيتُ دهرا من هجرك القيامة
1 2
دارم من از فراقش در ديده صد علامت * ليست دموع عينى هذا لنا العلامة
2 3
هرچند كآزمودم از وى نبود سودم * من جرّب المجرّب حلّت به النّدامه
3 4
پرسيدم از طبيبى احوال دوست گفتا * فى بُعدها عذاب فى قربها السّلامه « ( 1 ) »
4 5
گفتم ملامت آيد گر گرد « 5 » دوست گردم « ( 2 ) » * و اللّه ما راينا حبّا بلا ملامه
5
هامش
( 101 ) ساده و متوسط
( 102 ) ملمّع
( 1 ) ر ى و سودى :فى قربها عذاب فى بعدها السّلامه، ( 2 ) چنين است در اكثر نسخ ، و بنابرين نسخ ربط مصراع ثانى با اوّل چندان واضح نيست و چنان كه سودى در شرح ديوان گويد ظاهرا مصراع ثانى بتقدير كلمه « گفت » است قبل از آن به نحوى كه تمام آن جمله مقول قول معشوق باشد ، ق :گفتم ز عشق رويت اندر ملامتم گفت، و ظاهرا اين روايت اصلاح جديدى است براى تخلّص از خدشهء مذكور ،
( 1 ) . چه چاره سازيم
( 2 ) . اى يار برگزيده
( 3 ) . اى نور هر دو ديده
* . اين بيت را ندارد
( 4 ) . از سوز دل
( 5 ) . گرد كوت گردم