282
408 [ اى آفتاب آينهدار جمال تو ] « 102 »
400 1
اى آفتاب آينهدار جمال تو * مشك سياه مجمرهگردان خال تو
1 2
صحن سراى ديده بشستم ولى چه سود * كاين گوشه نيست در خور خيل خيال تو
2 3
در اوج ناز و نعمتى اى پادشاه « 1 » حسن * يا رب مباد تا به قيامت زوال تو
3 4
مطبوعتر ز نقش تو صورت نبست باز « ( 1 ) » * طغرانويس ابروى مشكين مثال تو « 101 »
4 5
در چين زلفش اى دل مسكين « 2 » چگونهء « 3 » * كاشفته گفت باد صبا شرح حال تو
5 6
برخاست بوى گل ز در آشتى درآى * اى نوبهار ما رخ فرخندهفال تو
6 7
تا آسمان ز حلقهبهگوشان ما شود * كو عشوهء « 4 » ز ابروى همچون هلال تو
7 8
تا پيش بخت بازروم تهنيتكنان * كو مژدهء « 5 » ز مقدم عيد وصال تو
8 9
اين نقطهء سياه كه آمد مدار نور * عكسيست در حديقهء بينش ز خال تو
9 10
در پيش « 6 » شاه « ( 2 ) » عرض كدامين جفا كنم * شرح نيازمندى خود يا ملال تو
10 11
حافظ درين كمند سر سركشان بسيست * سوداى كج مپز كه نباشد مجال تو
11
409 [ اى خونبهاى نافهء چين خاك راه تو ] « 103 »
401 1
اى خونبهاى نافهء چين خاك راه تو * خورشيد سايهپرور طرف كلاه تو
1
هامش
( 101 ) رك پاورقى ص 350 .
( 102 ) ساده و بالاتر از متوسط
( 103 ) ساده و بالاتر از متوسط
( 1 ) نخ ر : يار ،
( 2 ) بعضى نسخ : خواجه ،
( 1 ) . اى آفتاب حسن
( 2 ) . دل غمگين
( 3 ) . چگونهاى
( 4 ) . كو عشوهاى
( 5 ) . مژدهاى
( 6 ) . در صدر خواجه