273 8
حافظ وصال مىطلبد از ره دعا * يا رب دعاى خستهدلان مستجاب كن « 101 »
8
396 [ صبحست ساقيا قدحى پرشراب كن ] « 106 »
388 1
صبحست ساقيا قدحى پرشراب كن * دور فلك درنگ ندارد شتاب كن
1 2
زان پيشتر كه عالم فانى شود خراب * ما را ز جام بادهء گلگون خراب كن
2 3
خورشيد مى ز مشرق ساغر طلوع كرد * گر برگ عيش مىطلبى ترك خواب كن
3 4
روزى كه چرخ از گل ما كوزها « 1 » كند * زنهار كاسهء سر ما پرشراب كن
4 5
ما مرد زهد و توبه و طامات نيستيم « 102 » * با ما بجام بادهء صافى خطاب كن
5 6
كار صواب بادهپرستيست حافظا « 103 » * برخيز و عزم « 2 » جزم به كار صواب كن
6
397 [ ز در درآ و شبستان ما منوّر كن ] « 107 »
389 1
ز در درآ « 3 » و شبستان ما منوّر كن * هواى مجلس روحانيان معطّر كن « 104 »
1 2
اگر « 4 » فقيه نصيحت كند كه عشق مباز « 105 » * پيالهء بدهش گو دماغ را تر كن
6 3
به چشم و ابروى جانان سپردهام دل و جان * بيا بيا و تماشاى طاق و منظر كن
2 4
ستارهء شب هجران نمىفشاند نور * به بام قصر برآ و « 5 » چراغ مه بر كن
3 5
بگو بخازن جنّت كه خاك اين مجلس * به تحفه بر سوى فردوس و عود مجمر كن
4
هامش
( 101 )يا رب دعاى خستهدلان مستجاب كن. ( 102 ) زهد و توبه و طامات
( 103 ) بادهپرستى
( 104 ) مجلس روحانيان
( 105 ) فقيه
( 106 ) ساده و عالى
( 107 ) عرفانى عالى
( 1 ) . كوزهها
( 2 ) .برخيز و روى عزم به كار صواب كن( 3 ) . ز در درآى و
( 4 ) . و گر فقيه
( 5 ) . قصر برآى و