271
393 [ منم كه شهرهء شهرم به عشق ورزيدن ] « 112 » « 113 »
385 1
منم كه شهرهء شهرم به عشق ورزيدن * منم كه ديده نيالودهام به بد ديدن « 101 »
1 2
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم * كه در طريقت ما كافريست رنجيدن « 102 »
3 3
به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات * بخواست جام مى و گفت عيب پوشيدن « 103 » « 1 »
4 4
مراد دل ز تماشاى باغ عالم چيست * بدست مردم چشم از رخ تو گل چيدن « 104 »
6 5
به مىپرستى از آن نقش خود زدم « 2 » بر آب « 105 » * كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن « 106 »
2 6
به رحمت سر زلف تو واثقم ورنه * كشش چو نبود از آنسو چه سود كوشيدن « 107 »
8 7
عنان به ميكده خواهيم تافت زين مجلس * كه وعظ بىعملان واجبست نشنيدن « 108 » « 109 »
7 8
ز خطّ يار بياموز مهر با رخ خوب * كه گرد عارض خوبان خوشست گرديدن « 110 »
5 9
مبوس جز لب ساقىّ « ( 1 ) » « 3 » و جام مى حافظ * كه دست زهدفروشان خطاست بوسيدن
9
394 [ اى روى ماهمنظر تو نوبهار حسن ] « 114 »
386 1
اى روى ماهمنظر تو نوبهار حسن * خال و خط تو مركز حسن « 4 » و مدار حسن « 111 »
1 2
در چشم پرخمار تو پنهان فسون « ( 2 ) » سحر « 5 » * در زلف بىقرار تو پيدا قرار حسن
2 3
ماهى نتافت همچو تو از برج نيكوئى * سروى نخاست چون قدت از جويبار حُسن
3
هامش
( 101 ) عشق پاك حافظ
( 102 ) طريقت
( 103 ) رك ضميمه .
( 104 ) رك ضميمه .
( 105 ) رك ضميمه .
( 106 ) رك ضميمه .
( 107 ) رك ضميمه .
( 108 ) رك ضميمه .
( 109 ) رك ضميمه .
( 110 ) رك ضميمه .
( 111 ) رك ضميمه .
( 112 ) عرفانى عالى
( 113 ) اين غزل ظاهرا بهترين غزل تفسيرى حافظ است كه او را تفسير مىكند البته غزلهاى تفسيرى حافظ كه غزلى غزل يا غزلهاى ديگر را تفسير مىكند زياد است ولى شايد اين غزل را حافظ يا زبان اشاره كالتصريح براى معرفى خود و روش خود سروده است جالب توجه است در بيت اوّل مىگويد : «منم كه ديده نيالودهام به بد ديدن» و در بيت ما قبل آخر مىگويد : «ز خط يار بياموز مهر با رخ خوب * كه گرد عارض خوبان خوش است گرديدن» يعنى تغزّل با پسر .
( 114 ) ساده و متوسط
( 1 ) چنين است در خ ، ساير نسخ : معشوق ،
( 2 ) نخ : فنون ،
( 1 ) . گفت راز پوشيدن
( 2 ) . بر آب زدم
( 3 ) . لب معشوق و
( 4 ) . مركز لطف و
( 5 ) . فنون سحر