تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
272 4
خرّم شد از ملاحت تو عهد دلبرى * فرّخ شد از لطافت تو روزگار حُسن
4 5
از دام زلف و دانهء خال تو در جهان * يك مرغ دل نماند نگشته شكار حُسن « 101 »
5 6
دايم بلطف دايهء « 1 » طبع از ميان جان * مىپرورد به ناز ترا در كنار حُسن
6 7
گرد لبت بنفشه از آن تازه و ترست « 102 » * كآب حيات مىخورد از جويبار « ( 1 ) » « 2 » حُسن
7 8
حافظ طمع بريد كه بيند نظير تو * ديّار نيست جز رخت اندر ديار حُسن
8

395 [ گلبرگ را ز سنبل مشكين نقاب كن ] « 104 »

387 1
گلبرگ را ز سنبل مشكين نقاب كن * يعنى كه رخ بپوش و جهانى خراب كن « 103 »
1 2
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را * چون شيشه‌هاى « 3 » ديدهء ما پرگلاب كن
3 3
ايّام گل چو عمر برفتن شتاب كرد * ساقى بدور بادهء گلگون شتاب كن
4 4
بگشا به شيوه نرگس پرخواب مست را * وز رشك چشم نرگس رعنا به خواب كن
2 5
بوى بنفشه بشنو و زلف نگار گير * بنگر به رنگ لاله و عزم شراب كن
5 6
زانجا كه رسم و عادت عاشق‌كشىّ تست * با دشمنان قدح كش و با ما عتاب كن
6 7
همچون حباب ديده به روى قدح گشاى * وين خانه را قياس اساس از حباب كن
7
هامش
( 101 ) سريان عشق ( 102 ) عارض لب ( ر ك ف ) . ( 103 ) عطف به صفحهء 189 ، راز پوشش زن ، اين بيت حافظ نشان مىدهد ممدوح زن است ( ر ك ف ) . ( 104 ) ساده و عالى ( 1 ) چنين است در اغلب نسخ ، ق س و سودى : چشمه سار ، ( 1 ) . دايم به لطف طبع فلك ( 2 ) . از چشمه سار حسن ( 3 ) . شيشه‌هاى