267 4
كمتر از ذرّه نئى « 1 » پست مشو مهر بورز * تا به خلوتگه خورشيد رسى چرخزنان « 101 »
4 5
بر جهان تكيه مكن ور قدحى مىدارى * شادى زهرهجبينان خور و نازكبدنان
5 6
پير پيمانهكش من كه روانش خوش باد * گفت پرهيز كن از صحبت پيمانشكنان
7
دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل « 102 » * مرد يزدان شو و فارغ « 2 » گذر از اهرمنان
9 8
با صبا در چمن لاله سحر مىگفتم * كه شهيدان كهاند اينهمه خونينكفنان
7 9
گفت حافظ من و تو محرم اين راز نهايم * از مى لعل حكايت كن و شيريندهنان
8
388 [ بهار و گل طربانگيز گشت و توبهشكن ] « 105 »
« * » / خ / 1
بهار و گل طربانگيز گشت و توبهشكن * به شادى رخ گل بيخ غم ز دل بركن
- 2
رسيد باد صبا غنچه در هوادارى * ز خود برون شد و بر خود دريد پيراهن « 103 »
- 3
طريق صدق بياموز از آب صافىدل * به راستى طلب آزادگى ز سرو چمن « 104 »
- 4
ز دست برد صبا گرد گل كُلاله نگر * شكنج گيسوى سنبل ببين به روى سمن
- 5
عروس غنچه رسيد از حرم بطالع سعد « ( 1 ) » * بعينه « ( 2 ) » دل و دين مىبرد بوجه حسن
- 6
صفير بلبل شوريده و نفير هزار * براى وصل « ( 3 ) » گل آمد برون ز بيت حزن
-
هامش
( 101 ) نيروى محبّت
( 102 ) دامن دوست به دست آر . . .
( 103 ) پيراهن دريدن غنچه ( ر ك ف ) .
( 104 ) درس از طبيعت
( 105 ) ساده و متوسط
( 1 ) چنين است در خ ، اغلب نسخ : عروس غنچه بدين زيور و تبسّم خوش ،
( 2 ) ى و نسخ چاپى : معاينه ،
( 3 ) خ : نقد ( ؟ ) ،
( 1 ) . نئى
( 2 ) . ايمن گذر
* . اين غزل را ندارد