226 16
بوى تو مىشنيدم و بر ياد روى تو * دادند ساقيان طرب يكدو ساغرم
17 17
مستى به آب يكدو عنب وضع بنده نيست « 101 » * من سالخورده پيرخراباتپرورم
18 18
با سير اختر « 1 » فلكم داورى بسيست * انصاف شاه باد درين قصّه « 2 » ياورم « ( 1 ) »
19 19
شكر خدا كه باز درين اوج بارگاه * طاووس عرش مىشنود صيت شهپرم
20 20
نامم ز كارخانهء « 3 » عشّاق محو باد * گر جز محبّت تو بود شغل ديگرم « 102 »
21 21
شبل الاسد بصيد دلم حمله كرد و من * گر لاغرم و گرنه شكار غضنفرم « ( 2 ) »
22 22
اى عاشقان روى تو از ذرّه بيشتر * من كى رسم بوصل تو كز ذرّه كمترم
23 23
بنما به من كه منكر حُسن رخ تو كيست * تا ديدهاش به گزلك غيرت برآورم
24 24
بر من فتاد سايهء خورشيد سلطنت * و اكنون فراغتست ز خورشيد خاورم « 103 »
25 25
مقصود ازين معامله بازارتيزيست * نى جلوه مىفروشم و نى عشوه مىخرم « 104 » « 105 »
26
330 [ تو همچو صبحى و من شمع خلوت سحرم ] « 106 »
317 1
تو همچو صبحى و من شمع خلوت سحرم * تبسّمى كن و جان بين كه چون همىسپرم
1
هامش
( 101 ) آب عنب
( 102 ) ! !
( 103 ) ! !
( 104 ) ؟ !
( 105 ) تخلّص ندارد
( 106 ) ساده و عالى
( 1 ) چنين است در عموم نسخ ، سودى : داورم ،
( 2 ) اشاره است بدون شك بنام سلطان غضنفر پسر شاه منصور كه اين قصيده در مدح پدر او شاه منصور بن شرف الدّين مظفر بن امير مبارز الدّين محمّد است ، سلطان غضنفر مزبور در سنهء 795 با اغلب افراد خاندان آل مظفّر بامر امير تيمور كشته شد ،
( 1 ) . اختر و فلكم
( 2 ) . داورم
( 3 ) . كارنامهء عشاق