218 7
دارم از لطف ازل جنّت فردوس طمع « 101 » * گرچه دربانى ميخانه فراوان كردم
7 8
اين كه پيرانهسرم صحبت يوسف بنواخت * اجر صبريست كه در كلبهء احزان كردم « 102 »
8 9
صبحخيزىّ و سلامتطلبى چون حافظ « 103 » * هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم « 104 » « * »
- 10
گر بديوان غزل صدرنشينم چه عجب * سالها بندگى صاحب ديوان كردم « 105 »
10
320 [ ديشب بسيل اشك ره خواب مىزدم ] « 109 »
313 1
ديشب بسيل اشك ره خواب مىزدم * نقشى به ياد خطّ تو بر آب مىزدم « 106 »
1 2
ابروى يار در نظر و خرقه سوخته * جامى به ياد گوشهء محراب مىزدم
2 3
هر مرغ فكر كز سر شاخ سخن بجست * بازش ز طرّهء تو بمضراب مىزدم « 107 »
6 4
روى نگار در نظرم جلوه مىنمود * وز دور بوسه بر رخ مهتاب مىزدم « 108 »
3 5
چشمم به روى ساقى و گوشم بقول چنگ * فالى به چشم و گوش درين باب مىزدم
4 6
نقش خيال روى تو تا وقت صبحدم * بر كارگاه ديدهء بىخواب مىزدم
5 7
ساقى بصوت اين غزلم كاسه مىگرفت * مىگفتم اين سرود و مى ناب مىزدم
7 8
خوش بود وقت « 1 » حافظ و فال « 2 » مراد و كام * بر نام عمر و دولت احباب مىزدم
8
هامش
( 101 ) بهشت فردوس
( 102 ) كمال حافظ در پيرى
( 103 ) سحرخيزى ( ر ك ف ) .
( 104 ) قرآن ( ر ك ف ) .
( 105 ) مدح صاحب ديوان
( 106 ) خط ( ر ك ف ) .
( 107 ) طرد خاطرات ؟
( 108 ) بوسه بر رخ مهتاب
( 109 ) ساده عالى
* . بهجاى اين بيت ، بيت زير آمده است :هيچ حافظ نكند در خم محراب فلك * اين تنعّم كه من از دولت قرآن كردم9
( 1 ) . حال حافظ
( 2 ) . فالى به بخت نيك