تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
207

304 [ داراى جهان نصرت دين خسرو كامل ] « 105 »

298 1
داراى جهان نصرت دين خسرو كامل * يحيى بن مظفّر ملك عالم عادل
1 2
اى درگه اسلام‌پناه تو گشاده * بر روى زمين روزنهء جان و در دل
2 3
تعظيم تو بر جان و خرد واجب و لازم * انعام تو بر كون و مكان فايض و شامل « 101 »
3 4
روز ازل از كلك تو يك قطره سياهى * بر روى مه افتاد كه شد حلّ مسائل « 102 »
4 5
خورشيد چو آن خال سيه ديد بدل گفت * اى كاج كه من بودمى آن هندوى مقبل
5 6
شاها فلك از بزم تو در رقص و سماعست * دست طرب از دامن اين زمزمه مگسل
6 7
مى نوش و جهان بخش كه از زلف كمندت * شد گردن بدخواه گرفتار سلاسل
7 8
دور فلكى يكسره بر منهج عدلست « 103 » * خوش باش كه ظالم نبرد راه به منزل
8 9
حافظ قلم شاه جهان مقسم رزق است « 104 » * از بهر معيشت مكن انديشهء باطل
9

305 [ بوقت گل شدم از توبهء شراب خجل ] « 106 »

299 1
بوقت « 1 » گل شدم از توبهء شراب خجل * كه كس مباد ز كردار ناصواب خجل
1 2
صلاح ما همه دام رهست و من زين بحث « ( 1 ) » « 2 » * نيم ز شاهد و ساقى به هيچ باب خجل
2 3
بود كه يار نرنجد ز ما بخلق كريم * كه از سؤال ملوليم و از جواب خجل
3 4
ز خون كه رفت شب دوش از سراچهء چشم * شديم در نظر رهروان « 3 » خواب خجل
4
هامش
( 101 ) مبالغه در مدح ( 102 ) مبالغه در مدح ( 103 ) دور فلك بر عدل است ( ر ك ف ) . ( 104 ) تملّق ( 105 ) مدح يحيى بن مظفر ( 106 ) ساده و متوسط ( 1 ) چنين است در اغلب نسخ ، نخ : بخت ، ( 1 ) . به عهد گل ( 2 ) . زين بخت ( 3 ) . در نظر شب‌روان