198 7
اى حافظ ار مراد ميسّر شدى مدام * جمشيد نيز دور نماندى ز تخت خويش
7
292 [ قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع ] « 104 »
287 1
قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع * كه نيست با كسم از بهر مال و جاه نزاع
1 2
شراب خانگيم بس مى مغانه بيار * حريف باده رسيد اى رفيق توبه وداع
2 3
خداى را بميم شستوشوى خرقه كنيد * كه من نمىشنوم بوى خير ازين اوضاع
3 4
ببين كه رقصكنان مىرود به نالهء چنگ * كسى كه رخصه نفرمودى استماع سماع
4 5
به عاشقان نظرى كن بشكر اين نعمت * كه من غلام مطيعم تو پادشاه مطاع
5 6
بفيض جرعهء جام تو تشنهايم ولى * نمىكنيم دليرى نمىدهيم صداع « 101 » « * »
6 7
جبين و چهرهء حافظ خدا جدا مكناد * ز خاك بارگه كبرياى شاه شجاع « 102 »
8
293 [ بامدادان كه ز خلوتگه كاخ ابداع ] « 105 »
288 1
بامدادان كه ز خلوتگه كاخ ابداع « 103 » * شمع خاور فكند بر همه اطراف شعاع
1 2
بركشد آينه از جيب افق چرخ و در آن * بنمايد رخ گيتى به هزاران انواع
2 3
در زواياى طربخانهء جمشيد فلك * ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع
3 4
چنگ در غلغله آيد كه كجا شد منكر * جام در قهقهه آيد كه كجا شد منّاع
4
هامش
( 101 ) انحوى :
«هنر نمىخرد ايام و غير از اينم نيست * كجا روم به تجارت بدين كساد متاع» . ( 102 ) تملّق عجيب ( ر ك ف ) .
( 103 ) خلوتگه كاخ ابداع
( 104 ) مدح و متوسط
( 105 ) مدح و متوسط
* . بعد از اين بيت ، بيت زير آمده است :هنر نمىخرد ايّام و غير از اينم نيست * كجا روم به تجارت بدين كساد متاع7