185 7
حافظ كه هوس مىكندش جام جهانبين * گو در نظر آصف جمشيد مكان باش
7
273 [ اگر رفيق شفيقى درستپيمان باش ] « 106 »
268 1
اگر رفيق شفيقى درستپيمان باش * حريف خانه « 1 » و گرمابه و گلستان باش « 101 » « 102 »
1 2
شكنج زلف پريشان بدست باد مده * مگو كه خاطر عشّاق گو پريشان باش
2 3
گرت هواست كه با خضر همنشين باشى * نهان ز چشم سكندر چو آب حيوان باش « 103 »
3 4
زبور عشقنوازى نه كار هر مرغيست * به ياد نوگل اين بلبل غزلخوان باش
4 5
طريق خدمت و آيين بندگى كردن * خداى را كه رها كن به ما و سلطان باش
5 6
دگر بصيد حرم تيغ برمكش زنهار « 104 » * وزان « 2 » كه با دل ما كردهء « 3 » پشيمان باش
6 7
تو شمع انجمنى يكزبان و يكدل شو * خيال و كوشش پروانه بين و خندان باش
7 8
كمال دلبرى و حسن در نظربازيست * بشيوهء نظر از نادران دوران باش
8 9
خموش حافظ و از جور يار ناله مكن * ترا كه گفت كه در روى خوب حيران باش
9
274 [ بدور لاله قدح گير و بىريا مىباش ] « 107 »
269 1
بدور لاله قدح گير و بىريا مىباش * به بوى گل نفسى همدم صبا مىباش
1 2
نگويمت كه همهساله مىپرستى كن * سه ماه مى خور و نه ماه پارسا مىباش « 105 »
2
هامش
( 101 ) حريف خانه و گرمابه و گلستان
( 102 ) انجوى : حريف حجره و . . .
( 103 ) خلوت و عزلت
( 104 ) صيد حرم
( 105 ) ر ك ضميمه .
( 106 ) عرفانى فوق متوسط
( 107 ) عارفانه فوق متوسط
( 1 ) . حريف حجره و
( 2 ) . و زانچه
( 3 ) . كردهاى پشيمان باش