تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
179 8
ز جور چرخ چو حافظ بجان رسيد دلت * بسوى ديو محن ناوك شهاب انداز
8

264 [ خيز و در كاسهء زر آب طربناك انداز ] « 102 »

258 1
خيز و در كاسهء زر آب طربناك انداز * پيشتر زانكه شود كاسهء سر خاك‌انداز
1 2
عاقبت منزل ما وادى خاموشانست * حاليا غلغله در گنبد افلاك انداز
2 3
چشم آلوده‌نظر از رخ « 1 » جانان دورست * بر رخ او نظر از آينهء پاك انداز
4 4
به سر سبز تو اى سرو كه گر « 2 » خاك شوم * ناز از سر بنه و سايه برين خاك انداز
3 5
دل ما را كه زمار سر زلف تو بخست * از لب خود به شفاخانهء ترياك انداز
5 6
ملك اين مزرعه دانى كه ثباتى ندهد « 3 » * آتشى از جگر جام در املاك انداز
6 7
غسل در اشك زدم كاهل طريقت گويند * پاك شو اوّل و پس ديده بر آن پاك انداز « 101 »
7 8
يا رب آن زاهد خودبين كه به‌جز عيب نديد * دود آهيش در آيينهء ادراك انداز
8 9
چون گل از نكهت او جامه قبا كن حافظ * وين قبا در ره آن قامت چالاك انداز
9

265 [ برنيامد از تمنّاى لبت كامم هنوز ] « 103 »

259 1
برنيامد از تمنّاى لبت كامم هنوز * بر اميد جام لعلت دردىآشامم هنوز
1 2
روز اوّل رفت دينم در سر زلفين تو * تا چه خواهد شد درين سودا سرانجامم هنوز
2
هامش
( 101 ) پاك شو اوّل . . . ( 102 ) ساده و فوق متوسط ( 103 ) عرفانى فوق متوسط ( 1 ) . نظر بر رخ جانان نه رواست ( 2 ) . كه چون خاك شوم ( 3 ) . ثباتى نكند