176 9
غزلسرائى ناهيد صرفهء نبرد * در آن مقام كه حافظ برآورد آواز « * »
-
259 [ منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز ] « 101 »
254 1
منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز * چه شكر گويمت اى كارساز بندهنواز
1 2
نيازمند بلاگو رخ از غبار مشوى * كه كيمياى مرادست خاك كوى نياز « * * »
2 3
ز مشكلات طريقت عنان متاب اى دل * كه مرد راه نينديشد از نشيب و فراز
6 4
طهارت ار نه به خون جگر كند عاشق * بقول مفتى عشقش درست نيست نماز « * * * »
4 5
درين مقام مجازى بهجز پياله مگير * درين سراچهء بازيچه غير عشق مباز « * * * * »
7 6
به نيمبوسه دعائى بخر ز اهل دلى * كه كيد دشمنت از جان و جسم دارد باز « * »
- 7
فكند زمزمهء عشق در حجاز و عراق « * » * نواى بانگ غزلهاى حافظ از شيراز
-
260 [ اى سرو ناز حسن كه خوش مىروى به ناز ] « 102 »
255 1
اى سرو ناز حسن كه خوش مىروى به ناز * عشّاق را به ناز تو هر لحظه صد نياز
1 2
فرخنده باد طلعت خوبت « 1 » كه در ازل * ببريدهاند بر قد سروت قباى ناز
2 3
آن را كه بوى عنبر زلف تو آرزوست * چون عود گو بر آتش سودا « 2 » بسوز و ساز
3 4
پروانه را ز شمع بود سوز دل ولى * بىشمع عارض تو دلم را بود گداز
4
هامش
( 101 ) عرفانى عالى
( 102 ) ساده و متوسط
* اين بيت را ندارد
* * . بعد از اين بيت ، بيت زير آمده است :به يكدو قطره كه ايثار كردى اى ديده * بسا كه بر رخ دولت كنى كرشمهء ناز3
* * * . بعد از اين بيت ، بيت زير آمده است :غرض كرشمهء حسن است ورنه حاجت نيست * جمال دولت محمود را به زلف اياز5
* * * * . بعد از اين بيت ، بيتهاى زير را افزوده است :من از نسيم سخنچين چه طرف بربندم * چو سرو راست در اين باغ نيست محرم راز8اگر چه حسن تو از عشق غير مستغنيست * من آن نيم كه ازين عشقبازى آيم باز9چه گويمت كه ز سوز درون چه مىبينم * ز اشك پرس حكايت كه من نيم غماز10غزلسرايى ناهيد صرفهاى نبرد * در آن مقام كه حافظ برآورد آواز11
( 1 ) . طلعت نازت
( 2 ) . بر آتش سوزان