178 2
شرمش از چشم مىپرستان باد * نرگس مست اگر برويد باز
2 3
جز فلاطون خمنشين شراب « 101 » * سرّ حكمت به ما كه گويد باز
5 4
هركه چون لاله كاسهگردان شد « 1 » * زين جفا رخ به خون بشويد باز
3 5
نگشايد دلم چو غنچه اگر * ساغرى « 2 » از لبش نبويد باز
6 6
بس كه در پرده چنگ گفت سخن * ببرش موى تا نمويد باز
4 7
گرد بيت الحرام خم حافظ * گر نميرد به سر بپويد باز
7
263 [ بيا و كشتى ما در شط شراب انداز ] « 105 »
257 1
بيا و كشتى ما در شط شراب انداز « 102 » * خروش « 3 » و ولوله در جان شيخ و شاب انداز
1 2
مرا بكشتى « 103 » باده درافكن اى ساقى * كه گفتهاند نكويى كن و در آب انداز
2 3
ز كوى ميكده برگشتهام ز راه خطا * مرا دگر ز كرمباره صواب انداز
3 4
بيار زان مى گلرنگ مشكبو جامى * شرار رشك و حسد در دل گلاب انداز
4 5
اگر چه مست « 4 » و خرابم تو نيز لطفى كن * نظر برين دل سرگشتهء خرابانداز
5 6
به نيمشب اگرت آفتاب مىبايد * ز روى دختر گلچهر رز نقاب انداز « 104 »
6 7
مهل كه روز وفاتم به خاك بسپارند * مرا به ميكده بر در خم شراب انداز
7
هامش
( 101 ) فلاطون خمنشين
( 102 ) حدّ اكثر بادهستايى
( 103 ) ؟
( 104 ) مى ، دختر رز
( 105 ) ساده و متوسط
( 1 ) . كاسه گردان بود
( 2 ) . ساغر لالهگون نبويد باز
( 3 ) . غريو و ولوله
( 4 ) . اگر چه مست خرابى تو