174 6
چو قسمت ازلى بىحضور ما كردند * گر اندكى نه بوفق رضاست خرده مگير « 101 »
4 7
چو لاله در قدحم ريز ساقيا مى و مشك * كه نقش خال نگارم نمىرود ز ضمير
6 8
بيار ساغر و درّ « 1 » خوشاب اى ساقى * حسود گو كرم آصفى ببين و بمير
11 9
بعزم توبه نهادم قدح ز كف صد بار * ولى كرشمهء ساقى نمىكند تقصير
5 10
مى دوساله و محبوب چهاردهساله « 102 » * همين بسست مرا صحبت صغير و كبير
9 11
دل رميدهء ما را كه پيش مىگيرد * خبر دهيد بمجنون خسته از زنجير « * »
- 12
حديث توبه درين بزمگه مگو حافظ * كه ساقيان كمان ابرويت « * * » زنند به تير « ( 1 ) »
12
257 [ روى بنما و مرا گو كه ز جان دل برگير ] « 105 »
252 1
روى بنما و مرا گو كه ز جان دل برگير * پيش شمع آتش پروانه بجان گو درگير
1 2
در لب تشنهء ما بين و مدار آب دريغ * بر سر كشتهء خويش آى و ز خاكش برگير
2 3
ترك درويش مگير ار نبود سيم و زرش « 103 » * در غمت سيم شمار اشك و رخش را زر گير
3 4
چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باك * آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گير
4 5
در سماع آى و ز سر خرقه برانداز و برقص « 104 » * ورنه با گوشه رو و خرقهء ما در سر گير
5
هامش
( 101 ) قضا و قدر
( 102 ) مى دوساله و محبوب چاردهساله
( 103 ) سيم و زر درويش
( 104 ) سماع
( 105 ) ساده و فوق متوسط
( 1 ) ق نخ و بعضى نسخ ديگر اينجا بيت ذيل را علاوه دارند :چه جاى گفتهء خواجو و شعر سلمانست * كه شعر حافظ بهتر ز شعر خوب ظهير ،( 1 ) . ساغر ياقوت و درّ فيض خوشاب
* . اين بيت را ندارد
* * . بعد از اين بيت ، بيت زير را آورده است :چه جاى گفتهء خواجو و شعر سلمان است * كه شعر حافظ ما به ز شعر خوب ظهير