161 2
شكسته گشت چو پشت هلال قامت من * كمان ابروى يارم چو وسمه بازكشيد
- 3
مگر نسيم خطت صبح در چمن بگذشت * كه گل به بوى تو بر تن چو صبح جامه دريد
- 4
نبود چنگ و رباب و نبيد و عود كه بود * گل وجود من آغشتهء گلاب و نبيد « 101 »
- 5
بيا كه با تو بگويم غم ملالت دل * چرا كه بىتو ندارم مجال گفت و شنيد
- 6
بهاى وصل تو گر جان بود خريدارم * كه جنس خوب مبصّر بهر چه ديد خريد
- 7
چو ماه روى تو در شام زلف مىديدم * شبم به روى تو روشن چو روز مىگرديد
- 8
بلب رسيد مرا جان و برنيامد كام * به سر رسيد اميد و طلب به سر نرسيد
- 9
ز شوق روى تو حافظ نوشت حرفى چند * بخوان ز نظمش و در گوش كن چو مرواريد
-
239 [ رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد ] « 108 »
224 1
رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد * وظيفه گر برسد مصرفش گلست و نبيد « 102 »
1 2
صفير مرغ برآمد بط شراب كجاست * فغان فتاد به بلبل نقاب گل كه كشيد « 103 »
2 3
ز ميوههاى « 1 » بهشتى چه ذوق دريابد « 104 » * هرآنكه سيب زنخدان شاهدى نگزيد « * »
9 4
مكن ز غصّه شكايت كه در طريق طلب * به راحتى نرسيد آنكه زحمتى نكشيد « 105 » « 106 »
8 5
ز روى ساقى مهوش گلى به چين امروز « 107 » * كه گرد عارض بستان خط بنفشه دميد
3
هامش
( 101 ) سرشت علّيّينى
( 102 ) وظيفه ، كار دولت ؟ ( ر ك ف ) .
( 103 ) انجوى : دريد
( 104 ) بهشت روحانى و بهشت جسمانى ( ر ك ف ) .
( 105 ) انجوى :
«به كوى عشق منه بىدليل راه قدم * كه گم شد آنكه در اين ره به رهبرى نرسيد» ( دليل راه )
( 106 ) سعى و عمل از نظر حافظ
( 107 ) مفهوم عيش نقد
( 108 ) عرفانى و فوق متوسط
( 1 ) . ز ميوههاى
* . بعد از اين بيت ، بيتهاى زير را افزوده است :خداى را مددى اى دليل راه حرم * كه نيست باديهء عشق را كرانه پديد10گلى نچيد ز بستان آرزو حافظ * مگر نسيم مروت در اين چمن نوزيد11شراب نوش كن و جام زر به حافظ ده * كه پادشه به كرم جرم صوفيان بخشيد12