تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
163

241 [ معاشران ز حريف شبانه ياد آريد ] « 101 »

236 1
معاشران ز حريف شبانه ياد آريد * حقوق بندگى مخلصانه ياد آريد
1 2
بوقت سرخوشى از آه « 1 » و نالهء عشّاق * بصوت « 2 » و نغمهء چنگ و چغانه ياد آريد
2 3
چو لطف باده كند جلوه در رخ ساقى * ز عاشقان بسرود و ترانه ياد آريد
3 4
چو در ميان مراد آوريد دست اميد * ز عهد صحبت ما در ميانه ياد آريد
4 5
سمند دولت اگر چند سركشيده « 3 » رود * ز همرهان به سر تازيانه ياد آريد
6 6
نمىخوريد زمانى غم وفاداران * ز بىوفائى دور زمانه ياد آريد
5 7
بوجه مرحمت اى ساكنان صدر جلال * ز روى حافظ و اين آستانه ياد آريد
7

242 [ بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد ] « 102 »

237 1
بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد * نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد
1 2
جمال بخت ز روى ظفر نقاب انداخت * كمال عدل به فرياد دادخواه رسيد
2 3
سپهر دور خوش اكنون كند « 4 » كه ماه آمد * جهان بكام دل اكنون رسد كه شاه رسيد
3 4
ز قاطعان طريق اين زمان شوند ايمن * قوافل دل و دانش كه مرد راه رسيد
4 5
عزيز مصر برغم برادران غيور * ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسيد
5 6
كجاست صوفى دجّال‌فعل « 5 » ملحدشكل * بگو بسوز كه مهدىّ دين‌پناه رسيد
6
هامش
( 101 ) ساده و متوسط ( 102 ) ظاهرا همه مدح است ( 1 ) . از راه ناله ( 2 ) . به صوت نغمهء چنگ ( 3 ) . اگر چند سركش است ولى ( 4 ) . اكنون زند ( 5 ) . دجال كيش