164 7
صبا بگو كه چها بر سرم درين غم عشق * ز آتش دل سوزان و دود آه رسيد
7 8
ز شوق روى تو شاها بدين اسير فراق * همان رسيد كز آتش به برگ « 1 » كاه رسيد
8 9
مرو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول * ز ورد نيمشب و درس صبحگاه رسيد « 101 »
9
243 [ بوى خوش تو هركه ز باد صبا شنيد « 107 » ]
238 1
بوى خوش تو هركه ز باد صبا شنيد * از يار آشنا سخن « 2 » آشنا شنيد
1 2
اى شاه حسن چشم به حال گدا فكن * كاين گوش بس حكايت شاه و گدا شنيد
4 3
خوش مىكنم به بادهء مشكين مشام جان * كز دلقپوش صومعه بوى ريا شنيد « 102 »
5 4
سرّ خدا كه عارف سالك به كس نگفت « 103 » * در حيرتم كه بادهفروش از كجا شنيد « 104 »
8 5
يا رب كجاست محرم رازى كه يك زمان * دل شرح آن دهد كه چه گفت « 3 » و چها شنيد « 105 »
3 6
اينش سزا نبود دل حقگزار من * كز غمگسار خود سخن ناسزا شنيد
2 7
محروم اگر شدم ز سر كوى او چه شد * از گلشن زمانه كه بوى وفا شنيد
10 8
ساقى بيا كه عشق ندا مىكند بلند * كآنكس كه گفت قصّهء ما هم ز ما شنيد « 106 »
9 9
ما باده زير خرقه نه امروز مىخوريم « 4 » * صد بار پير ميكده اين ماجرا شنيد
6 10
ما مى به بانگ چنگ نه امروز مىكشيم « 5 » * بس دور شد كه گنبد چرخ اين صدا شنيد
7
هامش
( 101 ) ورد نيمشب و درس صبحگاه ( ر ك ف ) .
( 102 ) دلقپوش صومعه ( ر ك ف ) .
( 103 ) سرّ خدا و عارف سالك
( 104 ) بادهفروش ( ر ك ف ) .
( 105 ) مكاشفات
( 106 )آنكس كه گفت قصّهء ما هم ز ما شنيد( 107 ) عرفانى عالى
( 1 ) . به روى كاه رسيد
( 2 ) . نفس آشنا
( 3 ) . كه چه ديد و چها شنيد
( 4 ) . نه امروز مىكشيم
( 5 ) . مىخوريم