تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
140

206 [ پيش ازينت بيش ازين انديشهء عشّاق بود ]

202 1
پيش ازينت بيش ازين انديشهء « ( 1 ) » عشّاق بود * مهرورزىّ تو با ما شهرهء آفاق بود
1 2
ياد باد آن صحبت شبها كه با نوشين‌لبان * بحث سرّ عشق و ذكر حلقهء عشّاق بود
2 3
پيش ازين كاين « 1 » سقف سبز و طاق مينا بركشند * منظر چشم مرا ابروى جانان طاق بود « 101 »
6 4
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد * دوستىّ و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود
5 5
سايهء معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد « 102 » * ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود
7 6
حسن مهرويان مجلس گرچه دل مىبرد و دين * بحث ما در لطف طبع و خوبى اخلاق بود
4 7
بر در شاهم گدائى نكتهء در كار كرد * گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزّاق بود
2 8
رشتهء تسبيح اگر بگسست معذورم بدار * دستم اندر دامن « 2 » ساقىّ سيمين‌ساق بود « 103 »
8 9
در شب قدر ار صبوحى كرده‌ام عيبم مكن * سرخوش آمد يار و جامى بر كنار طاق بود
9 10
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد * دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود
10

207 [ ياد باد آنكه سر كوى توام منزل بود ] « 104 »

203 1
ياد باد آنكه سر كوى توام منزل بود * ديده را روشنى از خاك درت حاصل بود
1 2
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاك * بر زبان « 3 » بود مرا آنچه ترا در دل بود
2 3
دل چو از پير خرد نقل معانى مىكرد * عشق مىگفت بشرح آنچه برو مشكل بود
3
هامش
( 101 ) تقدّم عشق بر خلفت ( 102 )أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ. ( 103 ) عذر بدتر از گناه ( 104 ) عرفانى عالى ( 1 ) چنين است در خ ، ق نخ : غمخوارى ، ( 1 ) . كان سقف ( 2 ) . دستم اندر ساعد ( 3 ) .در زبان بود مرا هرچه ترا در دل بود