تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
132 7
چو منصور از مراد آنان كه بر دارند بردارند * بدين درگاه حافظ را چو مىخوانند مىرانند
6 8
درين حضرت چو مشتاقان نياز آرند ناز آرند * كه با اين درد اگر در بند درمانند درمانند
7

195 [ غلام نرگس مست تو تاج‌دارانند ] « 107 »

190 1
غلام نرگس مست تو تاج‌دارانند * خراب بادهء لعل تو هوشيارانند
1 2
ترا صبا و مرا آب ديده شد غمّاز * و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
2 3
ز زير زلف دو تا چون گذر كنى بنگر * كه از يمين و يسارت چه سوگوارانند « 1 »
3 4
گذار كن چو صبا بر بنفشه‌زار و ببين * كه از تطاول زلفت چه بىقرارانند « 2 »
4 5
نصيب ماست بهشت اى خداشناس برو * كه مستحقّ كرامت گناهكارانند « 101 »
5 6
نه من بر آن گل عارض غزل‌سرايم و بس * كه عندليب تو از هر طرف هزارانند « 102 »
6 7
تو دستگير شو اى خضر پى خجسته كه من * پياده مىروم و همرهان سوارانند « 103 »
7 8
بيا به ميكده و چهره ارغوانى كن * مرو به صومعه كآجا سياه‌كارانند « 104 »
8 9
خلاص حافظ از آن زلف تاب‌دار مباد * كه بستگان كمند تو رستگارانند « 105 »
9

196 [ آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند ] « 108 »

191 1
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند * آيا بود كه گوشهء چشمى به ما كنند « 106 »
1
هامش
( 101 ) استحقاق بهشت ( ر ك ف ) . ( 102 ) سريان عشق ( 103 ) دستگيرى دليل راه ( 104 ) ترجيح ميكده بر صومعه ( 105 ) آزادى در وابستگى به حق ( 106 ) دليل راه ( 107 ) عرفانى و متوسط ( 108 ) عرفانى و متوسط ( 1 ) . يسارت چه بىقرارانند ( 2 ) . چه سوگوارانند