تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
122 6
غنيمتى شمر اى شمع وصل پروانه « 101 » * كه اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند
7 7
توانگرا دل درويش خود بدست آور « 102 » * كه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
6 8
بدين « 1 » رواق زبرجد نوشته‌اند به زر * كه جز نكويى اهل كرم نخواهد ماند « 103 »
8 9
ز مهربانى جانان طمع مبر حافظ * كه نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
9

180 [ اى پستهء تو خنده زده بر حديث قند ] « 106 »

173 1
اى پستهء تو خنده زده بر حديث قند * مشتاقم از براى خدا يك شكر بخند
1 2
طوبى ز قامت تو نيارد كه دم زند * زين قصّه بگذرم كه سخن مىشود بلند
3 3
خواهى كه برنخيزدت از ديده رود خون * دل در وفاى صحبت رود كسان مبند
2 4
گر جلوه « 2 » مىنمائى و گر طعنه مىزنى * ما نيستيم معتقد شيخ « 3 » خودپسند « 104 »
4 5
زاشفتگىّ حال من آگاه كى شود * آن را كه دل نگشت گرفتار اين كمند
5 6
بازار شوق گرم شد آن سروقد « 4 » كجاست * تا جان خود بر آتش رويش كنم سپند
6 7
جائى كه يار ما بشكر خنده دم زند * اى پسته كيستى تو خدا را به خود مخند « * »
- 8
حافظ چو ترك غمزهء تركان نمىكنى « 105 » * دانى كجاست جاى تو خوارزم يا خجند
7
هامش
( 101 ) اغتنام نفحات ( إنّ بربّكم فى ايّام دهركم نفحات . . . ) ( 102 ) احسان ( 103 ) احسان ( 104 ) شيخ خودپسند ( 105 ) غمزة تركان ( 106 ) ساده و متوسط ( 1 ) . برين رواق زبرجد ( 2 ) . گر طيره مىنمائى و ( 3 ) . مرد خودپسند ( 4 ) . آن شمع‌قد كجاست * . اين بيت را ندارد
ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 315 | شمس الدين حافظ