98 11
گر اين نصيحت شاهانه بشنوى حافظ * بشاهراه حقيقت گذر « 1 » توانى كرد « 101 »
11
144 [ ياد باد آنكه ز ما وقت سفر ياد نكرد ] « 104 »
« 6 » 138 1
ياد باد آنكه ز ما وقت سفر ياد نكرد * به وداعى دل غمديدهء ما شاد نكرد
1 2
آن جوانبخت كه مىزد رقم خير و قبول * بندهء پير ندانم ز چه آزاد نكرد
2 3
كاغذينجامه به خوناب بشويم كه فلك * رهنمونيم به پاى علم داد نكرد
3 4
دل به امّيد صدائى كه مگر در تو رسد * نالها كرد درين كوه كه فرهاد نكرد
4 5
سايه تا بازگرفتى ز چمن مرغ سحر * آشيان در شكن طرّهء شمشاد نكرد
5 6
شايد ار پيك صبا از تو بياموزد كار * زانكه چالاكتر از اين حركت باد نكرد
6 7
كلك مشّاطهء صنعش نكشد نقش مراد * هركه اقرار بدين « 2 » حسن خداداد نكرد
7 8
مطربا پرده بگردان و بزن راه « 3 » عراق * كه بدين « 4 » راه بشد يار و ز ما ياد نكرد
8 9
غزليّات عراقيست سرود حافظ « 102 » * كه شنيد اين ره دلسوز كه فرياد نكرد
9
145 [ چه مستيست ندانم كه رو به ما آورد ] « 105 »
141 1
چه مستيست ندانم كه رو « 5 » به ما آورد * كه بود ساقى و اين باده از كجا آورد
1 2
تو نيز باده بچنگ آر و راه صحرا گير * كه مرغ نغمهسرا ساز خوشنوا آورد « 103 »
3
هامش
( 6 ) غزل 144 : بر حسب ترتيب قوافى جاى اين غزل ما بين دو غزل 137 و 138 است در ص 94 نه اينجا ،
( 101 ) حقيقت
( 102 ) غزليّات عراقى
( 103 ) ذوق و وجد
( 104 ) ساده و متوسط
( 105 ) عرفانى متوسط است
( 1 ) . سفر توانى كرد
( 2 ) . اقرار بدان
( 3 ) . بزن راه حجاز
( 4 ) . كه به اين راه بشد
( 5 ) . كه ره به ما آورد