64 8
مىگريم و مرادم ازين سيل اشكبار * تخم محبّتست كه در دل بكارمت « 1 »
- 9
بارم ده از كرم سوى خود تا بسوز دل * در پاى دمبهدم گهر از ديده بارمت « 1 »
- 10
حافظ شراب و شاهد و رندى نه وضع تست * فىالجمله مىكنىّ و فرومىگذارمت
7
92 [ مير من خوش مىروى كاندر سر و پا مىرمت ] « 101 »
« * » / خ / 1
مير من خوش مىروى كاندر سر و پا مىرمت * خوش خرامان شو كه پيش قدّ رعنا مىرمت
- 2
گفته بودى كى بميرى پيش من تعجيل چيست * خوش تقاضا مىكنى پيش تقاضا مىرمت
- 3
عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقى كجاست * گو كه بخرامد كه پيش سروبالا مىرمت
- 4
آنكه عمرى شد كه تا بيمارم از سوداى او * گو نگاهى كن كه پيش چشم شهلا مىرمت
- 5
گفتهء لعل لبم هم درد بخشد هم دوا * گاه پيش درد و گه پيش مداوا مىرمت
- 6
خوش خرامان مىروى چشم بد از روى تو دور * دارم اندر سر خيال آنكه در پا مىرمت
- 7
گرچه جاى حافظ اندر خلوت وصل تو نيست * اى همه جاى تو خوش پيش همه جا مىرمت
-
93 [ چه لطف بود كه ناگاه رشحهء قلمت ] « 102 »
89 1
چه لطف بود كه ناگاه رشحهء قلمت * حقوق خدمت ما عرضه كرد بر كرمت
1 2
بنوك خامه رقم كرده سلام مرا * كه كارخانهء دوران مباد بىرقمت
2
هامش
( 101 ) غزلى ساده است
( 102 ) غزلى ساده است
( 1 ) . اين بيتها را ندارد
* . اين غزل را ندارد