58 2
برق عشق ار خرمن پشمينهپوشى سوخت سوخت * جور شاه « 1 » كامران گر بر گدائى رفت رفت
2 3
در طريقت رنجش خاطر نباشد مى بيار « 101 » * هر كدورت را كه بينى چون صفائى رفت رفت
5 4
عشقبازى را تحمّل بايد اى دل پاى دار * گر ملالى بود بود و گر خطائى رفت رفت
6 5
گر دلى از غمزهء دلدار بارى برد برد * ور ميان جان و جانان ماجرائى رفت رفت
3 6
از سخنچينان ملالتها پديد آمد ولى * گر « 2 » ميان همنشينان ناسزائى رفت رفت
4 7
عيب حافظ گو مكن واعظ كه رفت از خانقاه * پاى آزادى « 3 » چه بندى گر به جائى رفت رفت
7
84 [ ساقى بيار باده كه ماه صيام رفت ]
84 1
ساقى بيار باده كه ماه صيام رفت * درده قدح كه موسم ناموس و نام رفت « 102 »
1 2
وقت عزيز رفت بيا تا قضا كنيم * عمرى كه بىحضور صراحىّ و جام رفت « 103 »
2 3
مستم كن آنچنان كه ندانم ز بىخودى * در عرصهء خيال كه آمد كدام رفت
4 4
بربوى آنكه جرعهء جامت به ما رسد * در مصطبه دعاى تو هر صبح و شام رفت
5 5
دل را كه مرده بود حياتى بجان رسيد * تا بوئى از نسيم ميش در مشام رفت
6 6
زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه * رند از ره نياز به دار السّلام رفت « 104 »
7 7
نقد دلى كه بود مرا صرف باده شد « 105 » * قلب سياه بود از آن در حرام رفت
8
هامش
( 101 ) طريقت
( 102 ) مى و ماه صيام ، و ننگ و نام ( ر ك ف ) .
( 103 ) ايضا مى و صيام
( 104 ) تفاوت زاهد و رند ( ر ك ف ) .
( 105 ) نقد دل
( 1 ) . جور شاهى كامران
( 2 ) . چون ميان
( 3 ) . پاى آزادان چه بندى