43 4
شكر خدا كه از مدد بخت كارساز * بر حسب آرزوست همه كار و بار دوست
4 5
سير سپهر و دور قمر را چه اختيار * در گردشند بر حسب اختيار دوست
5 6
گر باد فتنه هر دوجهان را به هم زند * ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
6 7
كحل الجواهرى به من آر اى نسيم صبح * زان خاك نيكبخت كه شد رهگذر دوست
7 8
مائيم و آستانهء عشق و سر نياز * تا خواب خوش كرا برد اندر كنار دوست « 101 » « * »
- 9
دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باك * منّت خداى را كه نيم شرمسار دوست
8
61 [ صبا اگر گذرى افتدت به كشور دوست ] « 104 »
61 1
صبا اگر گذرى افتدت به كشور دوست * بيار نفحه « 1 » از گيسوى معنبر دوست « 102 »
1 2
بجان او كه به شكرانه جان برافشانم * اگر بسوى من آرى پيامى از بر دوست
2 3
و گر « 2 » چنان كه در ان حضرتت نباشد بار * براى « 3 » ديده بياور غبارى از در دوست
3 4
من گدا و تمنّاى وصل او هيهات * مگر « 4 » به خواب ببينم خيال منظر دوست « 103 »
4 5
دل صنوبريم همچو بيد لرزانست * ز حسرت قد و بالاى چون صنوبر دوست
5 6
اگر چه دوست به چيزى نمىخرد ما را * بعالمى نفروشيم موئى از سر دوست
6 7
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد * چو هست حافظ مسكين « 5 » غلام و چاكر دوست
7
هامش
( 101 ) خواب خوش - فنا
( 102 ) تمنّاى تجلّى و فيض
( 103 ) داستان مرحوم حاج ميرزا جواد آقا در لقاء اللّه
( 104 ) تمام غزل عرفانى است
* اين بيت را ندارد
( 1 ) . نفحهاى
( 2 ) . اگر چنان كه
( 3 ) . بدين دو ديده
( 4 ) . كجا به چشم ببينم
( 5 ) . حافظ خوشخوان