تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
18 10
نداى عشق تو ديشب « 1 » در اندرون دادند * فضاى سينهء « 2 » حافظ هنوز پر ز صداست « 101 »
10

23 [ خيال روى تو در هر طريق همره ماست ]

29 1
خيال روى تو در هر طريق همره ماست * نسيم موى تو پيوند جان آگه ماست
1 2
برغم مدّعيانى كه منع عشق كنند * جمال چهرهء تو حجّت موجّه ماست
2 3
ببين كه سيب زنخدان تو چه مىگويد * هزار يوسف مصرى فتاده در چه ماست « 102 »
3 4
اگر بزلف دراز تو دست ما نرسد * گناه بخت پريشان و دست كوته ماست
4 5
بحاجب در خلوت سراى خاص بگو * فلان ز گوشه‌نشينان خاك درگه ماست
5 6
به صورت از نظر ما اگر چه محجوبست * هميشه در نظر خاطر مرفّه ماست
7 7
اگر به سالى حافظ درى زند بگشاى * كه سالهاست كه مشتاق روى چون مه ماست
6

24 [ مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست ] « 106 »

21 1
مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست « 103 » * كه به پيمانه‌كشى شهره شدم روز الست
1 2
من همان دم كه وضو ساختم از چشمهء عشق * چارتكبير زدم يكسره بر هرچه كه هست « 104 »
2 3
مى بده تا دهمت آگهى از سرّ قضا * كه به روى كه شدم عاشق و از بوى كه مست « 105 »
3 4
كمر كوه كمست از كمر مور اينجا « 3 » * نااميد از در رحمت مشو اى باده‌پرست
4
هامش
( 101 ) عشق الهى ( 102 ) زنخدان و چاه ( 103 ) طاعت و تقوا ( 104 ) ايمان در راه عشق ( 105 ) سرّ قضا به وسيلهء عرفان ( 106 ) عرفانى عالى ( 1 ) . دوشم ( 2 ) . ز شوقم ( 3 ) . آنجا