تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
15 3
برسان بندگى دختر رز گو بدرآى * كه دم و همّت ما كرد ز بند آزادت « 101 »
3 4
شادى مجلسيان در قدم و مقدم تست * جاى غم باد مران « 1 » دل كه نخواهد شادت
4 5
شكر ايزد كه « 2 » ز تاراج خزان رخنه نيافت * بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
5 6
چشم بد دور كز آن تفرقه‌ات « 3 » بازآورد * طالع نامور و دولت مادرزادت
6 7
حافظ از دست مده دولت « 4 » اين كشتى نوح * ورنه طوفان حوادث ببرد بنيادت
7

19 [ اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست ] « 107 »

27 1
اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست * منزل آن مه عاشق‌كش عيّار كجاست « 102 »
1 2
شب تار است و ره وادى ايمن در پيش * آتش طور كجا موعد ديدار كجاست « 103 »
2 3
هركه آمد بجهان نقش خرابى دارد * در خرابات بگوئيد « 5 » كه هشيار كجاست « 104 » « 105 »
3 4
آن‌كسست اهل بشارت كه اشارت داند * نكتها « 6 » هست بسى محرم اسرار كجاست
4 5
هر سر موى مرا با تو هزاران كارست * ما كجائيم و ملامتگر بيكار كجاست
5 6
بازپرسيد ز گيسوى شكن در شكنش * كاين دل غم‌زده سرگشته گرفتار كجاست « * »
- 7
عقل ديوانه شد آن سلسلهء مشكين كو * دل ز ما گوشه گرفت ابروى دلدار كجاست
6 8
ساقى « 7 » و مطرب و مى جمله مهيّاست ولى * عيش بىيار مهيّا نشود يار كجاست « 106 »
7
هامش
( 101 ) آزادى مىخوارگى ( ر ك ف ) . ( 102 ) رك حاشية ص 349 . ( 103 ) سلوك و طريقت ، شب ، وادى ايمن ( ر ك ف ) . ( 104 ) خرابات از نظر عارف - همهء جهان براى او ( 105 ) سريان عشق ( ر ك ف ) . ( 106 ) انجوى : « باده و مطرب و گل جمله مهيّاست ولى - عيش بىيار مهنّا نبود ، يار كجاست ؟ » ر ك مقدّمهء انجوى ص 116 . ( 107 ) عرفانى عالى ( 1 ) . هران دل ( 2 ) . كه از اين باد خزان رخنه نيافت ( 3 ) . خوش بازآورد ( 4 ) . صحبت ( 5 ) . مپرسيد ( 6 ) . نكته‌ها * . اين بيت را ندارد ( 7 ) . باده و مطرب و گل