تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
11 12
گرچه دوريم از بساط قرب همّت دور نيست * بندهء شاه شمائيم و ثناخوان شما « 101 »
12 13
اى شهنشاه بلنداختر خدا را همّتى * تا ببوسم همچو اختر « 1 » خاك ايوان شما
13

13 [ مىدمد صبح و كلّه بست سحاب ] « 103 »

13 1
مىدمد صبح و كلّه بست سحاب * الصّبوح الصّبوح يا اصحاب
1 2
مىچكد ژاله بر رخ لاله * المدام المدام يا احباب
2 3
مىوزد از چمن نسيم بهشت * هان « 2 » بنوشيد دم‌به‌دم مى ناب
3 4
تخت زمرد « ( 1 ) » ز دست گل بچمن * راح چون لعل آتشين درياب
4 5
در ميخانه بسته‌اند دگر « 102 » * افتتح « ( 2 ) » يا مفتّح الابواب
5 6
لب و دندانت را حقوق نمك * هست بر جان و سينهاى كباب « * »
- 7
اين « 3 » چنين موسمى عجب باشد * كه ببندند « 4 » ميكده بشتاب
6 8
بر رخ ساقى پرىپيكر « * * » * همچو حافظ بنوش بادهء ناب
-

14 [ گفتم اى سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب ] « 104 »

15 1
گفتم اى سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب * گفت در دنبال دل ره گم كند مسكين غريب
1
هامش
( 101 ) مدح ( 102 ) بستن در ميخانه ( ر ك ف ) . ( 103 ) متوسط و ساده ( 104 ) متوسط و ساده ( 1 ) در نسخهء ( خ ) : سرمد . ( 2 ) در نسخهء ( خ ) : افتح . ( 1 ) . گردون ( 2 ) . بس بنوشيد دايما مى ناب * . اين بيت را ندارد ( 3 ) . در چنين ( 4 ) . كه ببستند * * اين بيت را ندارد