11 12
گرچه دوريم از بساط قرب همّت دور نيست * بندهء شاه شمائيم و ثناخوان شما « 101 »
12 13
اى شهنشاه بلنداختر خدا را همّتى * تا ببوسم همچو اختر « 1 » خاك ايوان شما
13
13 [ مىدمد صبح و كلّه بست سحاب ] « 103 »
13 1
مىدمد صبح و كلّه بست سحاب * الصّبوح الصّبوح يا اصحاب
1 2
مىچكد ژاله بر رخ لاله * المدام المدام يا احباب
2 3
مىوزد از چمن نسيم بهشت * هان « 2 » بنوشيد دمبهدم مى ناب
3 4
تخت زمرد « ( 1 ) » ز دست گل بچمن * راح چون لعل آتشين درياب
4 5
در ميخانه بستهاند دگر « 102 » * افتتح « ( 2 ) » يا مفتّح الابواب
5 6
لب و دندانت را حقوق نمك * هست بر جان و سينهاى كباب « * »
- 7
اين « 3 » چنين موسمى عجب باشد * كه ببندند « 4 » ميكده بشتاب
6 8
بر رخ ساقى پرىپيكر « * * » * همچو حافظ بنوش بادهء ناب
-
14 [ گفتم اى سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب ] « 104 »
15 1
گفتم اى سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب * گفت در دنبال دل ره گم كند مسكين غريب
1
هامش
( 101 ) مدح
( 102 ) بستن در ميخانه ( ر ك ف ) .
( 103 ) متوسط و ساده
( 104 ) متوسط و ساده
( 1 ) در نسخهء ( خ ) : سرمد .
( 2 ) در نسخهء ( خ ) : افتح .
( 1 ) . گردون
( 2 ) . بس بنوشيد دايما مى ناب
* . اين بيت را ندارد
( 3 ) . در چنين
( 4 ) . كه ببستند
* * اين بيت را ندارد