تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
34
شنيده‌ام كه زمن ياد مىكنى گه‌گه * ولى بمجلس خاص خودم « ( 1 ) » نمىخوانى
34 35
طلب نمىكنى از من سخن جفا اينست * و گرنه با تو چه بحثست در سخندانى
35 36
ز حافظان جهان كس چو بنده جمع نكرد * لطايف حكمى با كتاب « ( 2 ) » قرآنى
36 37
هزار سال بقا بخشدت مدايح « ( 3 ) » من * چنين نفيس متاعى به چون تو ارزانى
37 38
سخن دراز كشيدم ولى اميدم هست * كه ذيل عفو بدين ماجرا بپوشانى
38 39
هميشه تا به بهاران هوا به صفحهء باغ * هزار نقش نگارد ز خطّ ريحانى « ( 4 ) »
39 40
بباغ ملك ز شاخ امل بعمر دراز * شكفته باد گل دولتت به آسانى
40

3 - قصيده در مدح شاه شيخ ابو اسحاق « ( 5 ) » - 3

1
سپيده‌دم كه صبا بوى لطف جان گيرد « ( 6 ) » * چمن ز لطف هوا نكته بر جنان گيرد
1
هامش
( 1 ) چنين است در اكثر نسخ ، بعضى ديگر : خودت ، - رجوع شود به ص قكا ح 2 و 4 ، و ص قكح ح 8 ، ( 2 ) چنين است در نه نسخه ، سودى : نكات قرآنى ، - اين اخير شايد معنى بهتر باشد ولى اكثريّت نسخ چنان كه ديده شد بطبق متن است ، ( 3 ) منعم : لطايف من ، ملك و دبير خاقان : هزار سال بقاى تو و مدايح من ، ( 4 ) خطّ ريحانى يا « خطّ ريحان » بدون ياء نسبت يكى از اقسام خطوط مشهور بين متأخرين است و آنها عبارتند از ثلث و نسخ و تعليق و ريحان و محقّق و رقاع و نستعليق و ديوانى ( تلخيص از كشف الظّنون در عنوان « علم الخطّ » ، ) ( 5 ) تصحيح بعضى عبارات و تعبيرات در اين قصيده و فهم مقصود از آنها با وجود بدست داشتن ده نسخه خطّى و عدّهء كثيرى از نسخ مختلفهء چاپى براى ما ميسّر نگرديد . ممكن است كه در بعضى نسخ اصلى تحريفى از نسّاخ روى داده بوده و سپس در نسخ متأخّره يكى بعد از ديگرى همهء آن تحريفات نقل شده باشد و محتمل است نيز كه چون اين قصيده در مدح شاه شيخ ابو اسحاق است كه در سنهء هفتصد و چهل و دو جلوس نموده و در سنهء هفتصد و پنجاه و هفت كشته شده يعنى بعبارة اخرى اين قصيده راجع به ابتداى ايّام جوانى خواجه و اوايل دورهء ظهور شعر و شاعرى او بوده ( زيرا كه اگر اين قصيده را فرضا در همان سال وفات شيخ ابو اسحاق هم سروده باشد باز بنحو قدر متيقّن سى و پنج سال ديگر بعد ازين قصيده يعنى تا سنهء هفتصد و نود و دو كه سال وفات خود اوست زيست نموده و در تمام اين مدّت فعّاليّت ادبى او در اوج كمال خود بوده و در مدح شاه منصور كه فقط دو سال قبل از وفات او جلوس نموده مدايح زياد از قصيده و غزل از او باقى است ) لهذا ممكن است كه خواجه بكلّى در اوايل امر شايد مانند هر تازه‌كارى درين فنون احيانا به بعضى تصنّعات و تكلّفات متوسّل مىشده و در نتيجه شايد پارهء تعقيدات لفظى يا معنوى در بعضى اشعار آن دورهء او روى داده بوده ، ( 6 ) بعضى نسخ : بوى بوستان گيرد ،
ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 187 | شمس الدين حافظ