17
كدام پايهء تعظيم نصب شايد كرد * كه در مسالك فكرت نه برتر از آنى
17 18
درون خلوت كرّوبيان عالم قدس * صرير كلك تو باشد سماع روحانى
18 19
ترا رسد شكرآويز « ( 1 ) » خواجگى گَهِ جود * كه آستين به كريمان عالم افشانى
19 20
صواعق « ( 2 ) » سخطت را چگونه شرح دهم * نعوذ باللّه از آن فتنههاى « ( 6 ) » طوفانى
20 21
سوابق « ( 2 ) » كرمت را بيان چگونه كنم * تبارك الله از آن كارساز ربّانى
21 22
كنونكه شاهد گل را به جلوهگاه چمن * بهجز نسيم صبا نيست همدم جانى
22 23
شقايق از پى سلطان گل سپارد « ( 3 ) » باز * به بادبان « ( 4 ) » صبا كلّهاى « ( 5 ) » « ( 7 ) » نعمانى
23
هامش
( 1 ) چنين است در اغلب نسخ ، منعم ( در هر دو نسخهء خطّ او ) : به يك آويز ( ؟ ) ، سپه : كه يك آويز ( ؟ ) ، - كلمهء ( شكرآويز ) را در هيچ فرهنگى نيافتم جز در بهار عجم كه او نيز بههيچوجه آن را تفسيرى نكرده و فقط اين كلمه را عنوان كرده و سپس بدون هيچ توضيحى و هيچ علاوهء همين بيت خواجه را شاهد آورده است بهطورىكه واضح مىشود كه او نيز مقصود از اين كلمه را نفهميده بوده و هيچ شاهد ديگرى نيز سواى بيت حاضر به نظر او نرسيد بوده است ، سودى در شرح ديوان گويد :
« شكرآويز وصف تركيبى است و معنى آن آويخت شكر است ولى در اصطلاح كسى كه براى هنرى كه نشان داده محلّ تحسين واقع شده گويند او شكر آويخت » ، و اين تفسير هيچ بعيد نيست كه بسيار نزديك بواقع باشد ولى از اينكه هيچ مأخذى براى آن بدست نمىدهد واضح است كه او اين تفسير را از روى خود همين بيت حاضر بايد استنباط كرده باشد ، و مكرّر گفتهايم كه بمتفرّدات سودى اعتماد فوقالعادهء نمىتوان نمود ،
( 2 ) چنين است در هفت نسخه ، در سه نسخهء ديگر :
سوابغ ،
( 3 ) چنين است در ملك وى و دبير خاقان ، ساير نسخ : بسازد ،
( 4 ) چنين است در اغلب نسخ ، بعضى ديگر به باد پاى ، سودى : بدست باد صبا ،
( 5 ) چنين است در منعم و تقوى 2 و سپه « سودى ، ساير نسخ : لالهاى ، - كله بكسر كاف عربى و تشديد لام در عربى بمعنى پرده باشد و پردهء را نيز گويند كه همچو خانه دوخته باشند و عروس را در ميان آن آرايش كنند ( برهان ) ،
( 6 ) . فتنههاى طوفانى
( 7 ) . كلّههاى نعمانى